hemodialyser

[ایالات متحده]/hiːˈməʊˌdaɪˌlaɪzə/
[بریتانیا]/ˌhiːmoʊˈdaɪˌlaɪzɚ/

ترجمه

n. دستگاهی که در دیالیز خون استفاده می‌شود تا مواد زائد و مایعات اضافی را از خون فیلتر کند (دیالایزر)

عبارات و ترکیب‌ها

use a hemodialyser

فیلتر همودیالیزر

hemodialyser machine

همودیالیزر جدید

maintain hemodialysers

تعویض همودیالیزر

connect to hemodialyser

تعویض همودیالیزر

hemodialyser failure

شلنگ همودیالیزر

check hemodialyser

همودیالیزر استفاده شده

hemodialysers are ready

آلارم همودیالیزر

clean the hemodialyser

همودیالیزر تمیز

hemodialyser setup

همودیالیزر تمیز شده

hemodialyser session

همودیالیزرهای موجود

جملات نمونه

the nurse primed the hemodialyser before connecting the patient to the circuit.

پرستار قبل از اتصال بیمار به مدار، دستگاه همودیالیز را آماده کرد.

the technician inspected the hemodialyser for leaks and replaced the tubing.

تکنسین دستگاه همودیالیز را برای نشتی بررسی کرد و لوله ها را تعویض کرد.

they monitored hemodialyser pressure throughout the session to prevent alarms.

آنها در طول جلسه فشار دستگاه همودیالیز را برای جلوگیری از هشدارها کنترل کردند.

the doctor prescribed a high flux hemodialyser to improve clearance.

پزشک یک دستگاه همودیالیز با شار بالا برای بهبود پاکسازی تجویز کرد.

after clotting occurred, the team changed the hemodialyser immediately.

پس از بروز لخته شدن، تیم فوراً دستگاه همودیالیز را تعویض کرد.

the unit stocked sterile hemodialyser cartridges in a temperature controlled cabinet.

واحد کارتریج های استریل دستگاه همودیالیز را در یک کابینت با دمای کنترل شده نگهداری می کرد.

heparin dosing was adjusted to keep the hemodialyser from clotting.

دوز هپارین تنظیم شد تا از لخته شدن دستگاه همودیالیز جلوگیری شود.

the dialysis machine recorded a rising transmembrane pressure across the hemodialyser.

دستگاه دیالیز افزایش فشار ترانس مِمبران در سراسر دستگاه همودیالیز را ثبت کرد.

the hemodialyser membrane was selected based on the patients clinical needs.

مِمبران دستگاه همودیالیز بر اساس نیازهای بالینی بیمار انتخاب شد.

before reuse was discontinued, staff reprocessed the hemodialyser according to protocol.

قبل از توقف استفاده مجدد، کارکنان دستگاه همودیالیز را طبق پروتکل دوباره پردازش کردند.

the team flushed the hemodialyser with saline at the end of treatment.

تیم دستگاه همودیالیز را در پایان درمان با محلول نمکی شستشو داد.

they documented the hemodialyser model and lot number in the chart.

آنها مدل و شماره دسته دستگاه همودیالیز را در نمودار ثبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید