herbs

[ایالات متحده]/hɜːbz/
[بریتانیا]/ɜrbz/

ترجمه

n. گیاهان دارویی برای طعم‌دهی، داروسازی یا خوشبو کردن (fragrance)

عبارات و ترکیب‌ها

fresh herbs

سبزیجات تازه

dried herbs

گیاهان دارویی خشک

add herbs

اضافه کردن گیاهان

herbs and spices

گیاهان و ادویه‌ها

using herbs

استفاده از گیاهان

medicinal herbs

گیاهان دارویی

herbs grow

گیاهان رشد می‌کنند

finely chopped herbs

گیاهان خرد شده ریز

italian herbs

گیاهان ایتالیایی

herbs blend

مخلوط گیاهان

جملات نمونه

she uses fresh herbs to season her pasta.

او از گیاهان تازه برای طعم دادن به غذای پاستا استفاده می‌کند.

the recipe calls for a blend of aromatic herbs.

دستور غذا نیاز به ترکیبی از گیاهان معطر دارد.

he's researching the medicinal properties of herbs.

او در حال تحقیق در مورد خواص دارویی گیاهان است.

they grow a variety of herbs in their garden.

آنها انواع مختلفی از گیاهان را در باغ خود پرورش می‌دهند.

adding herbs enhances the flavor of the soup.

اضافه کردن گیاهان طعم سوپ را بهبود می‌بخشد.

she dried the herbs to preserve them for later.

او گیاهان را خشک کرد تا آنها را برای بعد نگه دارد.

the chef expertly combined herbs and spices.

سرآشپز به طور ماهرانه گیاهان و ادویه‌ها را ترکیب کرد.

many cultures use herbs in traditional medicine.

فرهنگ‌های زیادی از گیاهان در طب سنتی استفاده می‌کنند.

he carefully harvested the wild herbs.

او با دقت گیاهان وحشی را برداشت.

the scent of herbs filled the kitchen.

بوی گیاهان آشپزخانه را پر کرد.

she infused olive oil with fragrant herbs.

او روغن زیتون را با گیاهان معطر طعم‌دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید