medicinal

[ایالات متحده]/məˈdɪsɪnl/
[بریتانیا]/məˈdɪsɪnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با پزشکی؛ مربوط به عمل پزشکی؛ در مورد استفاده از دارو؛ مربوط به پزشکی داخلی.

عبارات و ترکیب‌ها

medicinal herbs

گیاهان دارویی

medicinal properties

ویژگی‌های دارویی

medicinal plants

گیاهان دارویی

medicinal purposes

اهداف درمانی

medicinal benefits

فواید دارویی

medicinal materials

مواد دارویی

medicinal plant

گیاه دارویی

medicinal herb

گیاه دارویی

medicinal chemistry

شیمی دارویی

chinese medicinal herb

گیاه دارویی چینی

medicinal liquor

مشروب دارویی

جملات نمونه

a large medicinal Scotch.

یک ویسکی اسکاتلندی بزرگ دارویی.

prepared an infusion of medicinal herbs.

یک تزریق از گیاهان دارویی آماده کرد.

The hospital room had a medicinal smell.

اتاق بیمارستان بوی دارویی داشت.

6.A small, circular medicinal lozenge;a pastille.

6.یک قرص دارویی کوچک و دایره‌ای؛ یک پاستیل.

a plant that yields a medicinal oil.

گیاهی که روغن دارویی تولید می‌کند.

Many plants have medicinal properties.

گیاهان زیادی خواص دارویی دارند.

slowly cooked the medicinal mixture.

به آرامی مخلوط دارویی را پختم.

These plants have medicinal properties.

این گیاهان خواص دارویی دارند.

Treatment with medicinal herb is attended with good results.

درمان با گیاهان دارویی با نتایج خوب همراه است.

They removed royal jelly for medicinal use.

آنها ژله سلطنتی را برای مصارف دارویی برداشتند.

the ecbolic properties of Indian medicinal plants.

خواص اکبولیک گیاهان دارویی هندی.

Clearing one's conscience is medicinal for the soul.

پاک کردن وجدان، یک درمان برای روح است.

range the medicinal herbs according to their use

گیاهان دارویی را بر اساس کاربردشان رتبه‌بندی کنید.

The medicinal plant resources of Berberidaceae in Anhui Province.

منابع گیاهان دارویی Berberidaceae در استان آنهویی.

A medicinal herb with febrifugal, anti-inflammatory, and diuretic effects.

یک گیاه دارویی با اثرات تب‌ بری، ضد التهابی و مدر.

D-phenylglycine is the important medicinal intermediate products of β-lactam antibiotics.

D-فنيل‌گلایسين محصولات میانی دارویی مهم آنتی‌بیوتیک‌های β-لاکتام است.

The medicinal qualities of their conkers, leaves and bark soothe varicose veins.

خواص دارویی شاه بلوط ها، برگ ها و پوست آنها رگ های وریدی متورک را تسکین می دهد.

Horse chestnut The medicinal qualities of their conkers, leaves and bark soothe varicose veins.

میخک چوبشی اسب. خواص دارویی دانه ها، برگ ها و پوست آنها باعث تسکین واریس می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید