herdsmen

[ایالات متحده]/ˈhɜːdz.mən/
[بریتانیا]/ˈhɜrdz.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که به چراگاه‌های حیوانات می‌پردازند

عبارات و ترکیب‌ها

nomadic herdsmen

چوپانان کوچ‌نشین

traditional herdsmen

چوپانان سنتی

local herdsmen

چوپانان محلی

herdsmen culture

فرهنگ چوپانی

herdsmen lifestyle

سبک زندگی چوپانی

herdsmen community

جامعه چوپانی

herdsmen practices

روش های چوپانی

herdsmen rights

حقوق چوپانان

herdsmen disputes

اختلافات چوپانی

herdsmen migration

مهاجرت چوپانان

جملات نمونه

herdsmen guide their animals to fresh pastures.

چوپانان حیوانات خود را به مراتع تازه هدایت می‌کنند.

the herdsmen live a nomadic lifestyle.

چوپانان زندگی کوچ‌نشینی دارند.

herdsmen often work together during the migration.

چوپانان اغلب در طول مهاجرت با یکدیگر همکاری می‌کنند.

local herdsmen know the land well.

چوپانان محلی با زمین آشنا هستند.

herdsmen rely on their knowledge of animal behavior.

چوپانان به دانش خود در مورد رفتار حیوانات تکیه می‌کنند.

many herdsmen use traditional methods to care for their livestock.

بسیاری از چوپانان از روش‌های سنتی برای مراقبت از دام‌های خود استفاده می‌کنند.

herdsmen face challenges from changing weather conditions.

چوپانان با چالش‌های ناشی از شرایط آب و هوایی متغیر روبرو هستند.

the herdsmen's lifestyle is closely tied to the seasons.

سبک زندگی چوپانان ارتباط نزدیکی با فصول دارد.

herdsmen often tell stories around the campfire.

چوپانان اغلب دور آتش داستان تعریف می‌کنند.

herdsmen take pride in their herding skills.

چوپانان به مهارت‌های شبکه‌پروری خود افتخار می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید