pastoralist

[ایالات متحده]/'pæstərəlist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نویسنده اشعار روستایی، آهنگ‌ها، نمایشنامه‌ها، نقاشی‌ها و غیره.
Word Forms

جملات نمونه

The pastoralist herded the sheep across the vast grassland.

چرایان گوسفندان را در سراسر دشت وسیع جمع کرد.

Pastoralists rely on traditional farming methods.

چرایان به روش‌های کشاورزی سنتی متکی هستند.

The pastoralist led his cattle to graze in the meadow.

چرایان گاوهای خود را برای چرا به چمنزار برد.

Many pastoralists live a nomadic lifestyle.

بسیاری از چرانان زندگی کوچ‌نشینی دارند.

The pastoralist's livelihood depends on their livestock.

معیشت چرانان به دام‌هایشان بستگی دارد.

Pastoralists have a deep connection with the land.

چرایان ارتباط عمیقی با زمین دارند.

Some pastoralists practice sustainable grazing techniques.

برخی از چرانان از تکنیک‌های چراپایدار پایدار استفاده می‌کنند.

Pastoralists often face challenges such as drought and predators.

چرایان اغلب با چالش‌هایی مانند خشکسالی و شکارچیان روبرو هستند.

The pastoralist's knowledge of animal behavior is crucial for their work.

دانش چرانان در مورد رفتار حیوانات برای کار آنها بسیار مهم است.

Pastoralists play a key role in preserving traditional farming practices.

چرایان نقش مهمی در حفظ روش‌های کشاورزی سنتی ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید