herpetology

[ایالات متحده]/ˌhɜːpəˈtɒlədʒi/
[بریتانیا]/ˌhɜːrpəˈtɑːlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شاخه‌ای از زیست‌شناسی که به خزندگان و دوزیستان می‌پردازد؛ مطالعه خزندگان و دوزیستان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

herpetology research

تحقیقات هرپتولوژی

herpetology fieldwork

کار میدانی هرپتولوژی

herpetology studies

مطالعات هرپتولوژی

herpetology expert

متخصص هرپتولوژی

herpetology collection

کلکسیون هرپتولوژی

herpetology conference

کنفرانس هرپتولوژی

herpetology habitat

زیستگاه هرپتولوژی

herpetology society

جامعه‌شناسی هرپتولوژی

herpetology journal

ژورنال هرپتولوژی

herpetology education

آموزش هرپتولوژی

جملات نمونه

herpetology is the study of reptiles and amphibians.

هرپتولوژی مطالعه خزندگان و دوزیستان است.

many universities offer courses in herpetology.

بسیاری از دانشگاه‌ها دوره‌هایی در زمینه هرپتولوژی ارائه می‌دهند.

herpetology plays a vital role in biodiversity conservation.

هرپتولوژی نقش حیاتی در حفاظت از تنوع زیستی ایفا می‌کند.

he decided to specialize in herpetology during his studies.

او تصمیم گرفت در طول تحصیلات خود در رشته هرپتولوژی تخصص کند.

herpetology research often involves fieldwork.

تحقیقات هرپتولوژی اغلب شامل کار میدانی است.

she published a paper on herpetology last year.

او سال گذشته مقاله‌ای در مورد هرپتولوژی منتشر کرد.

understanding herpetology helps in the preservation of species.

درک هرپتولوژی به حفظ گونه‌ها کمک می‌کند.

herpetology enthusiasts often attend conventions.

علاقه‌مندان به هرپتولوژی اغلب در نمایشگاه‌ها شرکت می‌کنند.

he has a vast collection of herpetology literature.

او مجموعه‌ای بزرگ از ادبیات هرپتولوژی دارد.

herpetology can provide insights into environmental changes.

هرپتولوژی می‌تواند بینشی در مورد تغییرات محیطی ارائه دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید