amphibian

[ایالات متحده]/æm'fɪbɪən/
[بریتانیا]/æm'fɪbɪən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوانی که می‌تواند هم در زمین و هم در آب زندگی کند، مانند قورباغه یا سمندر
adj. مربوط به یا ویژگی‌دار هر دو زمین و آب؛ دارای طبیعت دوگانه
Word Forms

جملات نمونه

the phylogeny of the amphibian intestinal tract.

ریشه شناسی روده دستگاه در دوزیستان

Two amphibians ferry them out over the sands.

دو دوزیستان آنها را از میان ماسه‌ها بیرون می‌برند.

This experiment has filled in the blank space data in nerve system of anourous amphibian type.

این آزمایش داده‌های مربوط به فضای خالی در سیستم عصبی دوزیستان آنوروس را پر کرده است.

This experiment at some extent has filled in the blank space data in nerve system of anourous amphibian type.

این آزمایش تا حدودی داده‌های مربوط به فضای خالی در سیستم عصبی دوزیستان آنوروس را پر کرده است.

Chapter 2: The phylogeographic researches on Anuran amphibians in the world including China are reviewed.

فصل 2: تحقیقات phylogeographic در مورد دوزیستان Anuran در جهان از جمله چین مورد بررسی قرار می‌گیرند.

Considering the scarcity of the amphibian and reptant medical animals in Shanghai,it is necessary to carry out proper protection and better control and utilize them more rationally.

با توجه به کمیابی حیوانات پزشکی دوزیستان و خزندگان در شانگهای، انجام حفاظت مناسب و کنترل بهتر و استفاده عاقلانه تر از آنها ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید