hesitatingly

[ایالات متحده]/'heziteitiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با تردید و عدم قطعیت

جملات نمونه

She hesitatingly accepted the job offer.

او با اکراه پیشنهاد شغلی را پذیرفت.

He hesitatingly asked for a raise.

او با اکراه درخواست افزایش حقوق کرد.

They hesitatingly entered the haunted house.

آنها با تردید وارد خانه تسخیر شده شدند.

The student hesitatingly raised his hand to ask a question.

دانشجو با اکراه دستش را بلند کرد تا سوالی بپرسد.

She hesitatingly approached the stray cat.

او با تردید به سمت گربه ولگرد رفت.

He hesitatingly confessed his mistake.

او با اکراه اشتباه خود را اعتراف کرد.

The team hesitatingly made a decision on the project.

تیم با تردید تصمیمی در مورد پروژه اتخاذ کرد.

She hesitatingly tried the new food.

او با اکراه غذای جدید را امتحان کرد.

He hesitatingly approached the edge of the cliff.

او با تردید به لبه صخره نزدیک شد.

They hesitatingly agreed to the terms of the contract.

آنها با اکراه با شرایط قرارداد موافقت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید