tentatively

[ایالات متحده]/ˈtentətɪvli/
[بریتانیا]/ˈtentətɪvli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به صورت آزمایشی یا امتحانی; موقتی

جملات نمونه

I tentatively suggested that she might be happier working somewhere else.

من به طور مقدماتی پیشنهاد کردم که شاید او در جای دیگری کار کردن احساس شادی بیشتری کند.

All three structures dated to the third century and were tentatively identified as shrines.

هر سه سازه مربوط به قرن سوم بودند و به طور مقدماتی به عنوان اماکن مقدس شناسایی شدند.

The meeting is tentatively scheduled for next Monday.

جلسه به طور مقدماتی برای روز دوشنبه هفته آینده برنامه ریزی شده است.

She tentatively agreed to the proposal.

او به طور مقدماتی با پیشنهاد موافقت کرد.

The project timeline is tentatively set for completion by the end of the year.

مهلت پروژه به طور مقدماتی برای اتمام آن تا پایان سال تعیین شده است.

He tentatively accepted the job offer, pending further negotiation.

او به طور مقدماتی پیشنهاد شغلی را پذیرفت، مشروط به مذاکرات بیشتر.

The release date for the new product is tentatively planned for next month.

تاریخ عرضه محصول جدید به طور مقدماتی برای ماه آینده برنامه ریزی شده است.

They tentatively planned a trip to Europe for the summer.

آنها به طور مقدماتی برنامه ریزی کردند که برای تابستان به اروپا سفر کنند.

The details of the agreement are tentatively outlined in the proposal.

جزئیات توافق نامه به طور مقدماتی در پیشنهاد مشخص شده است.

She tentatively approached the unfamiliar dog.

او به طور مقدماتی به سگ ناآشنا نزدیک شد.

The company is tentatively considering a merger with a competitor.

شرکت به طور مقدماتی در حال بررسی ادغام با یک رقیب است.

The new policy is tentatively scheduled to be implemented next quarter.

به طور مقدماتی برنامه ریزی شده است که سیاست جدید در سه ماهه آینده اجرا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید