heterodox

[ایالات متحده]/ˈhetərədɒks/
[بریتانیا]/ˈhetərədɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مغایر با باورهای پذیرفته شده، به ویژه در دین.

جملات نمونه

He was known for his heterodox views on politics.

او به خاطر دیدگاه‌های غیرمتعارف خود در مورد سیاست شناخته می‌شد.

The professor's heterodox teaching methods challenged conventional wisdom.

روش‌های آموزشی غیرمتعارف استاد، خرد متعارف را به چالش کشید.

Her heterodox approach to problem-solving yielded innovative solutions.

رویکرد غیرمتعارف او به حل مسئله، راه حل‌های نوآورانه به ارمغان آورد.

The artist's heterodox style of painting was both admired and criticized.

سبک نقاشی غیرمتعارف هنرمند هم مورد تحسین قرار گرفت و هم مورد انتقاد.

The company adopted a heterodox strategy to enter new markets.

شرکت یک استراتژی غیرمتعارف برای ورود به بازارهای جدید اتخاذ کرد.

Despite facing opposition, she remained committed to her heterodox beliefs.

با وجود مواجهه با مخالفت، او همچنان به اعتقادات غیرمتعارف خود متعهد ماند.

The novel presented a heterodox interpretation of historical events.

رمان تفسیری غیرمتعارف از وقایع تاریخی ارائه داد.

The scientist's heterodox theories revolutionized the field of physics.

نظریه‌های غیرمتعارف دانشمند، زمینه فیزیک را متحول کرد.

The organization welcomed heterodox ideas to encourage innovation.

سازمان از ایده‌های غیرمتعارف استقبال کرد تا نوآوری را تشویق کند.

His heterodox approach to leadership brought about positive changes in the company.

رویکرد غیرمتعارف او به رهبری، تغییرات مثبتی را در شرکت ایجاد کرد.

نمونه‌های واقعی

I declined answering Mrs. Dean's question, which struck me as something heterodox.

من از پاسخ دادن به سوال خانم دین امتناع کردم، که به نظرم غیر متعارف رسید.

منبع: Marriage and Love

She was so heterodox that everybody called her a heresy or a heretic.

او آنقدر نامتعارف بود که همه او را کفر یا کافر صدا می زدند.

منبع: Pan Pan

He accordingly addressed a carefully considered epistle to Sue, and, knowing her emotional temperament, threw a Rhadamanthine strictness into the lines here and there, carefully hiding his heterodox feelings, not to frighten her.

او بدین ترتیب نامه ای سنجیده به سوی نوشت و با توجه به طبیعت احساسی او، در اینجا و آنجا سخت گیری رادامانتین را در خطوط قرار داد و به دقت احساسات غیر متعارف خود را پنهان کرد تا او را نتراند.

منبع: Jude the Obscure (Part Two)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید