baby hiccups
سرفه های نوزادی
nervous hiccups
سرفه های عصبی
persistent hiccups
سرفه های مداوم
common hiccups
سرفه های شایع
loud hiccups
سرفه های بلند
funny hiccups
سرفه های خنده دار
sudden hiccups
سرفه های ناگهانی
frequent hiccups
سرفه های مکرر
dry hiccups
سرفه های خشک
chronic hiccups
سرفه های مزمن
i often get hiccups after drinking soda.
من اغلب بعد از نوشیدن نوشابه دچار گرفتگی صدا می شوم.
she tried to hold back her hiccups during the meeting.
او سعی کرد در طول جلسه جلوی گرفتگی صداهایش را بگیرد.
hiccups can be quite annoying during a presentation.
گرفتگی صدا می تواند در طول ارائه بسیار آزاردهنده باشد.
he has a trick to get rid of hiccups quickly.
او یک ترفند برای خلاص شدن سریع از گرفتگی صدا دارد.
drinking water upside down helps with hiccups.
نوشیدن آب به صورت وارونه به رفع گرفتگی صدا کمک می کند.
she laughed so hard that she got hiccups.
او آنقدر خندید که دچار گرفتگی صدا شد.
some people believe that spicy food causes hiccups.
برخی افراد معتقدند غذاهای تند باعث گرفتگی صدا می شوند.
he was embarrassed when he got hiccups at dinner.
وقتی در هنگام شام دچار گرفتگی صدا شد، او خجالت کشید.
hiccups usually go away on their own.
گرفتگی صدا معمولاً به خودی خود از بین می رود.
she found it hard to speak with the hiccups.
او صحبت کردن با گرفتگی صدا را دشوار یافت.
baby hiccups
سرفه های نوزادی
nervous hiccups
سرفه های عصبی
persistent hiccups
سرفه های مداوم
common hiccups
سرفه های شایع
loud hiccups
سرفه های بلند
funny hiccups
سرفه های خنده دار
sudden hiccups
سرفه های ناگهانی
frequent hiccups
سرفه های مکرر
dry hiccups
سرفه های خشک
chronic hiccups
سرفه های مزمن
i often get hiccups after drinking soda.
من اغلب بعد از نوشیدن نوشابه دچار گرفتگی صدا می شوم.
she tried to hold back her hiccups during the meeting.
او سعی کرد در طول جلسه جلوی گرفتگی صداهایش را بگیرد.
hiccups can be quite annoying during a presentation.
گرفتگی صدا می تواند در طول ارائه بسیار آزاردهنده باشد.
he has a trick to get rid of hiccups quickly.
او یک ترفند برای خلاص شدن سریع از گرفتگی صدا دارد.
drinking water upside down helps with hiccups.
نوشیدن آب به صورت وارونه به رفع گرفتگی صدا کمک می کند.
she laughed so hard that she got hiccups.
او آنقدر خندید که دچار گرفتگی صدا شد.
some people believe that spicy food causes hiccups.
برخی افراد معتقدند غذاهای تند باعث گرفتگی صدا می شوند.
he was embarrassed when he got hiccups at dinner.
وقتی در هنگام شام دچار گرفتگی صدا شد، او خجالت کشید.
hiccups usually go away on their own.
گرفتگی صدا معمولاً به خودی خود از بین می رود.
she found it hard to speak with the hiccups.
او صحبت کردن با گرفتگی صدا را دشوار یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید