| جمع | hiders |
a clever hider
یک مخفیکننده باهوش
the hider's game
بازی مخفیکننده
child hider
مخفیکننده کودک
skilled hider
مخفیکننده ماهر
hider sought
مخفیکننده مورد نظر
being a hider
مخفیکننده بودن
the best hider
بهترین مخفیکننده
hider among us
مخفیکننده در میان ما
the child was a skilled hider, always disappearing during games.
کودک یک مخفیکار ماهر بود، همیشه در حین بازیها ناپدید میشد.
he was a notorious hider, making it impossible to find him.
او یک مخفیکار مشهور بود، پیدا کردنش غیرممکن بود.
she's a natural hider, blending seamlessly into the background.
او یک مخفیکار ذاتی است، به طور یکپارچه در پسزمینه محو میشود.
the best hider in the group always won the game of hide-and-seek.
بهترین مخفیکار در گروه همیشه در بازی قایمموشک برنده میشد.
being a good hider requires patience and observation skills.
برای یک مخفیکار خوب بودن، نیاز به صبر و مهارتهای مشاهده دارد.
the hider remained perfectly still, hoping not to be discovered.
مخفیکار کاملاً بیحرکت ماند، امیدوار بود که کشف نشود.
we challenged him to be the hider in our game of hide-and-seek.
ما از او خواستیم که در بازی قایمموشک ما مخفیکار باشد.
she's a clever hider, using shadows to her advantage.
او یک مخفیکار باهوش است، از سایهها به نفع خود استفاده میکند.
the hider’s laughter gave away their position.
خندههای مخفیکار جایگاه آنها را لو داد.
he was a skilled hider, utilizing every nook and cranny.
او یک مخفیکار ماهر بود، از هر گوشه و کناری استفاده میکرد.
the experienced hider knew the best spots to conceal themselves.
مخفیکار با تجربه میدانست بهترین مکانها برای پنهان کردن خود کجاست.
a clever hider
یک مخفیکننده باهوش
the hider's game
بازی مخفیکننده
child hider
مخفیکننده کودک
skilled hider
مخفیکننده ماهر
hider sought
مخفیکننده مورد نظر
being a hider
مخفیکننده بودن
the best hider
بهترین مخفیکننده
hider among us
مخفیکننده در میان ما
the child was a skilled hider, always disappearing during games.
کودک یک مخفیکار ماهر بود، همیشه در حین بازیها ناپدید میشد.
he was a notorious hider, making it impossible to find him.
او یک مخفیکار مشهور بود، پیدا کردنش غیرممکن بود.
she's a natural hider, blending seamlessly into the background.
او یک مخفیکار ذاتی است، به طور یکپارچه در پسزمینه محو میشود.
the best hider in the group always won the game of hide-and-seek.
بهترین مخفیکار در گروه همیشه در بازی قایمموشک برنده میشد.
being a good hider requires patience and observation skills.
برای یک مخفیکار خوب بودن، نیاز به صبر و مهارتهای مشاهده دارد.
the hider remained perfectly still, hoping not to be discovered.
مخفیکار کاملاً بیحرکت ماند، امیدوار بود که کشف نشود.
we challenged him to be the hider in our game of hide-and-seek.
ما از او خواستیم که در بازی قایمموشک ما مخفیکار باشد.
she's a clever hider, using shadows to her advantage.
او یک مخفیکار باهوش است، از سایهها به نفع خود استفاده میکند.
the hider’s laughter gave away their position.
خندههای مخفیکار جایگاه آنها را لو داد.
he was a skilled hider, utilizing every nook and cranny.
او یک مخفیکار ماهر بود، از هر گوشه و کناری استفاده میکرد.
the experienced hider knew the best spots to conceal themselves.
مخفیکار با تجربه میدانست بهترین مکانها برای پنهان کردن خود کجاست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید