sneak around
دور زدن
sneak up on
ناگهانی حمله کردن
sneak peek
نظرسنجی
sneak out
پنهانی بیرون رفتن
sneak past
از کنار رد شدن
sneak in
وارد شدن به صورت مخفیانه
sneak away
پنهانی فرار کردن
sneak out of
پنهانی از ... خارج شدن
sneak attack
حمله غافلگیرانه
sneak preview
نمایش پیشنمایش
a sneak attack by terrorists.
حمله غافلگیرانه توسط تروریست ها
a sneaking suspicion
یک سوءظن پنهانی
an unpleasant, sneaking habit.
یک عادت ناخوشایند و پنهانی
sneak a watch into one's purse
ساعت را به صورت پنهانی در کیف خود قرار دهید
sneak a look at one's book
به صورت پنهانی به کتاب کسی نگاه کنید
sneak an apple from a shop
از فروشگاه سیبی دزدکی بردارید
Don't you be a sneak !
فریبکار نباش!
sneak preparations for war.
آمادهسازیهای مخفیانه برای جنگ.
to buy a certain sneaker
برای خرید یک نوع خاص از کفش ورزشی
someone sneaked a camera inside.
کسی یک دوربین را به داخل قاچاق کرد.
she sneaked on us.
او به ما خبر داد.
have a sneaking fondness for jazz
داشتن علاقه پنهانی به جاز.
have a sneaking feeling that it is not right
احساس میکنم که درست نیست
sneak candy into one's mouth; sneaked a look at the grade sheet.
آبنبات را به طور پنهانی در دهان خود قرار دهید؛ نگاهی به برگه نمرات انداخت.
have a sneaking ambition to become an orchestra conductor
یک جاهطلبی پنهانی برای تبدیل شدن به رهبر ارکستر دارد.
Typhoid fever sneaks in when sanitation fails.
تب تیفوئید زمانی رخ میدهد که بهداشت از بین برود.
she and Steve sneaked off for a quick grope.
او و استیو به طور پنهانی برای لمس سریع فرار کردند.
sneak around
دور زدن
sneak up on
ناگهانی حمله کردن
sneak peek
نظرسنجی
sneak out
پنهانی بیرون رفتن
sneak past
از کنار رد شدن
sneak in
وارد شدن به صورت مخفیانه
sneak away
پنهانی فرار کردن
sneak out of
پنهانی از ... خارج شدن
sneak attack
حمله غافلگیرانه
sneak preview
نمایش پیشنمایش
a sneak attack by terrorists.
حمله غافلگیرانه توسط تروریست ها
a sneaking suspicion
یک سوءظن پنهانی
an unpleasant, sneaking habit.
یک عادت ناخوشایند و پنهانی
sneak a watch into one's purse
ساعت را به صورت پنهانی در کیف خود قرار دهید
sneak a look at one's book
به صورت پنهانی به کتاب کسی نگاه کنید
sneak an apple from a shop
از فروشگاه سیبی دزدکی بردارید
Don't you be a sneak !
فریبکار نباش!
sneak preparations for war.
آمادهسازیهای مخفیانه برای جنگ.
to buy a certain sneaker
برای خرید یک نوع خاص از کفش ورزشی
someone sneaked a camera inside.
کسی یک دوربین را به داخل قاچاق کرد.
she sneaked on us.
او به ما خبر داد.
have a sneaking fondness for jazz
داشتن علاقه پنهانی به جاز.
have a sneaking feeling that it is not right
احساس میکنم که درست نیست
sneak candy into one's mouth; sneaked a look at the grade sheet.
آبنبات را به طور پنهانی در دهان خود قرار دهید؛ نگاهی به برگه نمرات انداخت.
have a sneaking ambition to become an orchestra conductor
یک جاهطلبی پنهانی برای تبدیل شدن به رهبر ارکستر دارد.
Typhoid fever sneaks in when sanitation fails.
تب تیفوئید زمانی رخ میدهد که بهداشت از بین برود.
she and Steve sneaked off for a quick grope.
او و استیو به طور پنهانی برای لمس سریع فرار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید