high-born

[ایالات متحده]/[haɪˈbɔːn]/
[بریتانیا]/[haɪˈbɔːrn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. از اصل و نسب شریف؛ اشرافی؛ متولد شده در یک خانواده ثروتمند یا با نفوذ.
n. شخصی از اصل و نسب شریف.

عبارات و ترکیب‌ها

high-born lady

بانوی اصیل‌زاده

high-born family

خاندان اصیل‌زاده

being high-born

اصیل‌زاده بودن

high-born status

جاه‌طلب اصیل‌زاده

high-born heir

وارث اصیل‌زاده

was high-born

اصیل‌زاده بود

high-born blood

خون اصیل‌زاده

high-born youth

جوان اصیل‌زاده

high-born lord

ارباب اصیل‌زاده

high-born line

خط اصیل‌زاده

جملات نمونه

the high-born lady graced the ballroom with her presence.

بانوی اشرافی، با حضورش، تالار رقص را آذین بخشید.

despite being high-born, he preferred a simple life.

با وجود اینکه اصیل زاده بود، زندگی ساده ای را ترجیح می داد.

their high-born status afforded them many privileges.

وضعیت اصیل زاده بودنشان، امتیازات زیادی را برایشان فراهم کرد.

he married a high-born noblewoman from a neighboring kingdom.

او با یک اشراف زاده اصیل زاده از یک پادشاهی همسایه ازدواج کرد.

the high-born family held considerable power in the region.

خانواده اصیل زاده، قدرت قابل توجهی در منطقه داشتند.

she was a high-born princess destined for greatness.

او یک شاهزاده خانم اصیل زاده بود که برای بزرگی مقدر شده بود.

he felt uncomfortable among the high-born elite.

او در میان نخبگان اصیل زاده احساس ناراحتی می کرد.

the high-born general commanded the royal army.

ژنرال اصیل زاده، ارتش سلطنتی را فرماندهی می کرد.

their high-born lineage traced back centuries.

ریشه اصالت آنها قرن ها به عقب باز می گردد.

he showed respect for the high-born dignitaries present.

او احترام خود را برای مقامات اصیل زاده حاضر نشان داد.

the play featured a high-born character struggling with duty.

نمایش شامل شخصیتی اصیل زاده بود که با وظیفه دست و پنجه نرم می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید