hinderers

[ایالات متحده]/'hɪndərəz/
[بریتانیا]/'hɪndərz/

ترجمه

n. کسانی که مانع یا مخل می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

hinderers of progress

موانع پیشرفت

hinderers of growth

موانع رشد

hinderers of change

موانع تغییر

hinderers of success

موانع موفقیت

hinderers of innovation

موانع نوآوری

hinderers of teamwork

موانع کار تیمی

hinderers of efficiency

موانع کارایی

hinderers of communication

موانع ارتباطات

hinderers of development

موانع توسعه

hinderers of unity

موانع وحدت

جملات نمونه

hinderers often create obstacles in the path to success.

افراد بازدارنده اغلب موانعی را در مسیر موفقیت ایجاد می‌کنند.

we must identify the hinderers in our organization.

ما باید افراد بازدارنده را در سازمان خود شناسایی کنیم.

sometimes, hinderers can be found in unexpected places.

گاهی اوقات، افراد بازدارنده را می‌توان در مکان‌های غیرمنتظره یافت.

hinderers can slow down the progress of a project.

افراد بازدارنده می‌توانند روند پیشرفت یک پروژه را کند کنند.

it's important to address the concerns of hinderers.

توجه به نگرانی‌های افراد بازدارنده مهم است.

hinderers may not always be aware of their impact.

افراد بازدارنده همیشه از تأثیر خود آگاه نیستند.

effective leaders know how to manage hinderers.

رهبران مؤثر می‌دانند چگونه افراد بازدارنده را مدیریت کنند.

hinderers often resist change within an organization.

افراد بازدارنده اغلب در برابر تغییر در سازمان مقاومت می‌کنند.

identifying hinderers can help improve team dynamics.

شناسایی افراد بازدارنده می‌تواند به بهبود پویایی گروه کمک کند.

overcoming hinderers requires patience and strategy.

غلبه بر افراد بازدارنده نیاز به صبر و استراتژی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید