roadblocks

[ایالات متحده]/ˈrəʊdblɒks/
[بریتانیا]/ˈroʊdblɑːks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موانع یا موانعی که پیشرفت را متوقف می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

overcome roadblocks

غلبه بر موانع

face roadblocks

مقابله با موانع

identify roadblocks

تشخیص موانع

remove roadblocks

حذف موانع

address roadblocks

رسیدگی به موانع

roadblocks ahead

مانع پیش رو

roadblocks encountered

موانعی که با آن‌ها مواجه هستیم

roadblocks resolved

موانعی که حل شده‌اند

roadblocks removed

موانعی که حذف شده‌اند

roadblocks exist

موانع وجود دارند

جملات نمونه

we encountered several roadblocks during the project.

ما در طول پروژه با چندین مانع روبرو شدیم.

it's important to identify roadblocks early.

شناسایی زودهنگام موانع مهم است.

they worked together to overcome the roadblocks.

آنها برای غلبه بر موانع با هم همکاری کردند.

roadblocks can hinder progress in any organization.

موانع می توانند پیشرفت را در هر سازمانی مختل کنند.

we need to discuss the potential roadblocks ahead.

ما باید درباره موانع احتمالی پیش رو صحبت کنیم.

finding solutions to roadblocks is crucial for success.

یافتن راه حل برای موانع برای موفقیت بسیار مهم است.

there are many roadblocks to achieving our goals.

برای دستیابی به اهداف ما موانع زیادی وجود دارد.

they faced roadblocks due to lack of funding.

آنها به دلیل کمبود بودجه با موانعی روبرو شدند.

to move forward, we must address these roadblocks.

برای پیشرفت، ما باید به این موانع رسیدگی کنیم.

effective communication can help reduce roadblocks.

ارتباطات موثر می تواند به کاهش موانع کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید