hint

[ایالات متحده]/hɪnt/
[بریتانیا]/hɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلالت; سرنخ
vt. دلالت کردن; پیشنهاد دادن
vi. نشان دادن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریhinting
زمان گذشتهhinted
قسمت سوم فعلhinted
جمعhints
شکل سوم شخص مفردhints

عبارات و ترکیب‌ها

a hint of

اشاره‌ای از

hint at

اشاره به

take a hint

حرف حساب را بفهم

جملات نمونه

just a hint of color.

فقط یک اشاره رنگ.

There's a hint of summer in the air.

حسی از تابستان در هوا وجود دارد.

There's a subtle hint of garlic in the sauce.

در سس یک حس سیر ملایم وجود دارد.

Give me a hint about the big news.

یک اشاره در مورد اخبار بزرگ به من بده.

handy hints about what to buy.

نکات مفید در مورد چه چیزی بخریم.

he spoke the words with a hint of menace.

او این کلمات را با اشاره‌ای به تهدید گفت.

the merest hint of make-up.

ظرفیت بسیار کم آرایش.

I took the hint and left at once.

من اشاره را گرفتم و بلافاصله رفتم.

He spoke with a hint of German accent.

او با اشاره‌ای به لهجه آلمانی صحبت کرد.

gave us a broad hint to leave.

یک اشاره واضح به ما داد که بروند.

What on earth are you hinting at?

در واقع شما به چه اشاره می کنید؟

There was a hint of accusation in her voice.

در صدای او اشاره ای به اتهام وجود داشت.

She hinted at his rashness.

او به سرعت عمل او اشاره کرد.

Jill replied with a hint of disapproval in her voice.

جیل با اشاره‌ای به نارضایتی در صدایش پاسخ داد.

a hint of malice underlay his display of concern.

اشاره ای به کینه در زیر نمایش نگرانی او وجود داشت.

wanted to avoid any hint of scandal.

می خواست از هرگونه اشاره به رسوایی اجتناب کند.

a hint of mischief gleaming in her eyes.

اشاره‌ای به شیطنت در چشمانش که می‌درخشید.

he has given no hint of his views.

او هیچ اشاره ای به نظرات خود نکرده است.

Randall smiled with a hint of mockery.

رندال با اشاره ای به تمسخر لبخند زد.

the Minister hinted at a possible change of heart.

وزیر به تغییر احتمالی نظر اشاره کرد.

نمونه‌های واقعی

Let me give you a few hints.

اجازه دهید چند نکته به شما بدهم.

منبع: National Geographic (Children's Section)

It was Facebook's first hint of privacy issues.

این اولین نشانه‌ای از مشکلات حریم خصوصی برای فیس‌بوک بود.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

You're right, darling. I may drop a few hints, though.

حق با شماست، عزیزم. شاید چند نکته‌ای هم بگویم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

I'll give you a hint. From porn!

یک نکته به شما می‌گویم. از وب‌سایت‌های پورنو!

منبع: Friends Season 6

I can always take a subtle hint, Simone.

من همیشه می‌توانم یک اشاره ظریف را درک کنم، سیمون.

منبع: Deadly Women

I can take a hint. I'll see you around.

من می‌توانم یک اشاره را درک کنم. تا دوباره همدیگر را ببینیم.

منبع: Roman Holiday Selection

But I'll give you a hint why this is happening.

اما یک نکته به شما می‌گویم که چرا این اتفاق دارد می‌افتد.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2016 Collection

We only catch glimpses, little hints of our tastes.

ما فقط نگاهی گذرا، نشانه‌های کوچکی از سلیقه‌هایمان می‌اندازیم.

منبع: The school of life

So first I'll give you a hint.

بنابراین اول یک نکته به شما می‌گویم.

منبع: Riddles (Audio Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید