hippie

[ایالات متحده]/'hɪpɪ/
[بریتانیا]/'hɪpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی، به ویژه در اواخر دهه 1960، که جامعه متعارف را رد می‌کند، عشق، صلح و ارزش‌های ساده و ایده‌آلیستی را ترویج می‌دهد و سبک زندگی‌ای را که بر آزادی شخصی و هماهنگی اجتماعی متمرکز است، تمرین می‌کند.
Word Forms
جمعhippies

جملات نمونه

the song became the anthem for hippie activists.

این ترانه به سرود حامیان هیپی تبدیل شد.

the latest reincarnation of the hippie look.

آخرین بازآفرینی ظاهر هیپی‌ها

the two unassuming hippies took on a corporate Goliath.

دو هیپی متواضع، با یک غول شرکتی مقابله کردند.

hippies finally quit two sites in Hampshire last night.

هیپی‌ها شب گذشته دو سایت را در همپشایر ترک کردند.

New age hippie loves fashion but do not want to be fashion victim.

هیپی‌های دوران جدید عاشق مد هستند اما نمی‌خواهند قربانی مد شوند.

Once in a while I still see a hippie that looks like he’s stick in the 60’s.

گاهی اوقات هنوز یک هیپی می‌بینم که به نظر می‌رسد در دهه 60 گیر کرده است.

If you can mesmerize, Dr Judah’s admitted.If you can mesmerize the drug addicted hippies and engage them in understanding Krishna, it is a great achievement.

اگر بتوانید مسحور کنید، دکتر جداه اعتراف کرد. اگر بتوانید هیپای‌های معتاد به مواد مخدر را مسحور کنید و آنها را در درک Кришна مشارکت دهید، دستاورد بزرگی است.

نمونه‌های واقعی

John Mackey, the co-founder of Whole Foods, was a hippie.

جان مک‌کی، یکی از بنیان‌گذاران کل‌فودز، یک هیپی بود.

منبع: The Economist - Arts

Didn't you say you wanted to be a hippie?

آیا نگفتی می‌خواستی هیپی باشی؟

منبع: Movie resources

Yeah, why? I mean, you...seek out hippies? Or they are attracted to you?

بله، چرا؟ یعنی، شما... هیپی‌ها را پیدا می‌کنید؟ یا آن‌ها به شما جذب می‌شوند؟

منبع: Steve Jobs: The Lost Interview

No, but she did. Look, there's that old hippie I've always wanted.

نه، اما او این کار را کرد. نگاه کن، آن هیپی قدیمی که همیشه می‌خواستم وجود دارد.

منبع: Friends Season 6

Then we'll pick up the hippies and fly back to New York in style.

سپس هیپی‌ها را برمی‌داریم و با ظرافت به نیویورک برمی‌گردیم.

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

Someone who combines the hippie and the hermit is Catholic writer, Sara Maitland.

کسی که هیپی و گوشه‌گیر را با هم ترکیب می‌کند، نویسنده کاتولیک، سارا میتلند است.

منبع: 6 Minute English

No one knows exactly how many people considered themselves hippies. But twenty thousand attended the gathering.

هیچ کس دقیقاً نمی‌داند چند نفر خود را هیپی می‌دانستند. اما ۲۰۰۰۰ نفر در گردهمایی شرکت کردند.

منبع: VOA Special July 2020 Collection

I'm beginning to look like a hippie.

دارم شبیه یک هیپی به نظر می‌رسم.

منبع: The Trumpet Swan

Roommate? You guys are living together? Like hippies.

هم‌اتاق؟ شما با هم زندگی می‌کنید؟ مثل هیپی‌ها.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

Do I look like a hippie to you?

به نظر شما من شبیه هیپی هستم؟

منبع: Young Sheldon - Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید