hippie-dippy

[ایالات متحده]/[ˈhiːpiː ˈdɪpi]/
[بریتانیا]/[ˈhiːpiː ˈdɪpi]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیررسمی، غیرمتعارف و اغلب آزادرویه؛ ویژگی گیپی‌ها؛ کمی جادویی یا غیرمعمول.
adv. به شکل گیپی‌دیپی.

عبارات و ترکیب‌ها

hippie-dippy vibes

امواج گوشه‌گری

so hippie-dippy

به اندازه‌ای گوشه‌گری

hippie-dippy style

سبک گوشه‌گری

feeling hippie-dippy

احساس گوشه‌گری

doing hippie-dippy

در حال گوشه‌گری

hippie-dippy music

موسیقی گوشه‌گری

was hippie-dippy

بود گوشه‌گری

hippie-dippy clothes

پوشاک گوشه‌گری

really hippie-dippy

واقعا گوشه‌گری

hippie-dippy art

هنر گوشه‌گری

جملات نمونه

he had a seriously hippie-dippy vibe, always talking about crystals and chakras.

او یک حس خیلی جادویی و مذهبی داشت، همیشه دربارهٔ بلورها و چکراها صحبت می‌کرد.

their music was a bit hippie-dippy for my taste, but i appreciated the originality.

موزیک آن‌ها برای ذوق من کمی جادویی و مذهبی بود، اما من خلاقیت آن‌ها را قدر دانستم.

she embraced a hippie-dippy lifestyle, living in a yurt and growing her own food.

او به سبک زندگی جادویی و مذهبی پرداخت، در یک چادر زندگی می‌کرد و غذای خود را می‌کاشت.

the festival had a distinctly hippie-dippy feel, with tie-dye and flower crowns everywhere.

فریب‌های جادویی و مذهبی را به طور متمایزی داشت، با دوخت‌های رنگی و تاج‌های گل در هر جا.

i found his philosophy a little too hippie-dippy, but i respected his commitment.

من فلسفه‌اش را کمی جادویی و مذهبی یافت، اما تعهدش را احترام می‌گذارم.

they decorated their van with a very hippie-dippy aesthetic, lots of peace signs and rainbows.

آن‌ها اتوبوسشان را با یک زیبایی بسیار جادویی و مذهبی تزیین کردند، زیادی نماد صلح و قوس‌های رنگی.

the movie's plot was a bit predictable, but the overall vibe was undeniably hippie-dippy.

داستان فیلم کمی قابل پیش‌بینی بود، اما حس کلی آن به طور قطع جادویی و مذهبی بود.

she's got a hippie-dippy approach to parenting, letting her kids explore freely.

او رویکردی جادویی و مذهبی در پرورش فرزندان دارد، به فرزندانش اجازه می‌دهد به آزادی کاوش کنند.

he started out serious, but gradually adopted a more hippie-dippy attitude.

او در ابتدا جدی بود، اما به تدریج رویکردی جادویی و مذهبی بیشتر پذیرفت.

the shop sold all sorts of hippie-dippy goods, from incense to dreamcatchers.

این فروشگاه تمام گونه‌های کالای جادویی و مذهبی را فروش می‌داد، از نارنجک تا گیره‌های رویا.

despite his success, he maintained a surprisingly hippie-dippy outlook on life.

هر چند او موفق بود، اما نگرش جادویی و مذهبی به زندگی‌اش را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید