hitchhikes

[ایالات متحده]/ˈhɪtʃhaɪk/
[بریتانیا]/ˈhɪtʃhaɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سفر می‌کند با درخواست سواری از وسایل نقلیه عبوری

عبارات و ترکیب‌ها

hitchhikes alone

بدون کمک سفر می‌کند

hitchhikes often

اغراق آمیز سفر می‌کند

hitchhikes safely

با خیال راحت سفر می‌کند

hitchhikes quickly

سریع سفر می‌کند

hitchhikes freely

آزادانه سفر می‌کند

hitchhikes nearby

نزدیک سفر می‌کند

hitchhikes spontaneously

به طور خودجوش سفر می‌کند

hitchhikes regularly

به طور منظم سفر می‌کند

hitchhikes together

با هم سفر می‌کند

hitchhikes casually

به طور اتفاقی سفر می‌کند

جملات نمونه

he often hitchhikes to school to save money.

او اغلب برای صرفه‌جویی در هزینه به مدرسه قایم‌نشینی می‌کند.

she hitchhikes across the country during summer break.

او در طول تعطیلات تابستانی برای عبور از سراسر کشور قایم‌نشینی می‌کند.

they hitchhike to explore new places and meet people.

آنها برای کشف مکان‌های جدید و ملاقات با مردم قایم‌نشینی می‌کنند.

he hitchhikes whenever he travels to save on transportation.

او هر زمان که سفر می‌کند تا در هزینه حمل و نقل صرفه‌جویی کند، قایم‌نشینی می‌کند.

they decided to hitchhike instead of taking the bus.

آنها تصمیم گرفتند به جای اتوبوس‌سواری، قایم‌نشینی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید