hobbledehoy

[ایالات متحده]/ˈhɒb.əl.dɪ.hɔɪ/
[بریتانیا]/ˈhɑː.bəl.dɪ.hɔɪ/

ترجمه

n. یک جوان دست و پا چلفتی یا عجیب
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hobbledehoy youth

فاز جوانی هابل‌دوهوی

awkward hobbledehoy

هابل‌دوهوی دست و پا چلفتی

hobbledehoy charm

جذابیت هابل‌دوهوی

hobbledehoy phase

فاز هابل‌دوهوی

hobbledehoy antics

رفتارهای شیطنت‌آمیز هابل‌دوهوی

classic hobbledehoy

هابل‌دوهوی کلاسیک

hobbledehoy behavior

رفتار هابل‌دوهوی

hobbledehoy days

روزهای هابل‌دوهوی

hobbledehoy moments

لحظات هابل‌دوهوی

hobbledehoy figure

تصویر هابل‌دوهوی

جملات نمونه

the young hobbledehoy stumbled through the crowded room.

او جوان هابل‌دِه‌هوی با دست و پا بستگی از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

as a hobbledehoy, he often felt out of place among adults.

به عنوان یک هابل‌دِه‌هوی، او اغلب در میان بزرگسالان احساس بیگانگی می‌کرد.

the hobbledehoy's awkwardness made everyone smile.

دست و پا چلفتی هابل‌دِه‌هوی باعث لبخند روی لبان همه می‌شد.

she remembered her hobbledehoy days with fondness.

او دوران هابل‌دِه‌هوی خود را با محبت به یاد می‌آورد.

his hobbledehoy behavior often annoyed his older siblings.

رفتار هابل‌دِه‌هوی او اغلب خواهر و برادران بزرگترش را آزار می‌داد.

the hobbledehoy tried to impress his crush but failed.

هابل‌دِه‌هوی تلاش کرد تا عشق خود را تحت تاثیر قرار دهد اما شکست.

in a world of adults, the hobbledehoy felt invisible.

در دنیای بزرگسالان، هابل‌دِه‌هوی احساس می‌کرد که نامرئی است.

hobbledehoys often struggle with their identity.

هابل‌دِه‌هوی‌ها اغلب در یافتن هویت خود مشکل دارند.

the hobbledehoy was eager to prove himself.

هابل‌دِه‌هوی مشتاق بود تا خود را ثابت کند.

his hobbledehoy antics brought laughter to the party.

خودی‌نمایی‌های هابل‌دِه‌هوی خنده را به مهمانی آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید