hogar

[ایالات متحده]//'həʊgɑː//
[بریتانیا]//'hoʊgɑːr//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خانه؛ محل سکونت؛ سکونتگاه (اصلی اسپانیایی، در محتواهای انگلیسی استفاده می‌شود)

جملات نمونه

after traveling the world, she realized that there's no place like her sweet hogar.

پس از سفر در سراسر جهان، او متوجه شد که هیچ جایی به خانه‌ی عزیزش شبیه نیست.

the organization helps elderly people find a comfortable hogar where they can spend their golden years.

این سازمان به افراد سالمند کمک می‌کند تا خانه‌ای راحت پیدا کنند که بتوانند سال‌های طلایی خود را در آنجا بگذرانند.

modern technology allows us to control the lighting and temperature of our hogar from anywhere.

فناوری‌های مدرن به ما اجازه می‌دهد تا از هر جایی روشنایی و دمای خانه‌ی خود را کنترل کنیم.

economic experts study how the average hogar manages its monthly budget and expenses.

گروه‌های اقتصادی مطالعه می‌کنند که خانه‌های متوسط چگونه بودجه‌ی ماهیانه و هزینه‌های خود را مدیریت می‌کنند.

during the holidays, everyone returns to their respective hogares to celebrate with family.

در طول تعطیلات، هر کس به خانه‌ی خود بازگشت و با خانواده‌ی خود جشن می‌گیرد.

fire safety experts recommend installing smoke detectors in every room of the hogar.

متخصصان ایمنی آتش‌سوزی توصیه می‌کنند که در هر اتاق خانه‌ی خود دستگاه‌های تشخیص دود نصب کنید.

the government has launched a program to provide affordable housing so every family can have a decent hogar.

دولت یک برنامه راه اندازی کرده است تا مسکنی قابل پذیرش فراهم کند تا هر خانواده‌ای بتواند خانه‌ای مناسب داشته باشد.

she left her hometown and her childhood hogar to pursue her dreams in the big city.

او از شهرک سال خود و خانه‌ی کودکی خود فراری کرد تا روی آرزوهایش در شهر بزرگ کار کند.

a clean and organized hogar contributes significantly to mental well-being and productivity.

خانه‌ای تمیز و منظم به سلامت روان و بهره‌وری به طور معنی‌داری کمک می‌کند.

security systems have become essential for protecting modern hogares against theft.

سیستم‌های امنیتی برای محافظت از خانه‌های مدرن در برابر سرقت ضروری شده‌اند.

the social worker visited the hogar to check on the well-being of the children living there.

کارگر اجتماعی به خانه‌ی آن‌ها رفت تا وضعیت روانی کودکانی که در آنجا زندگی می‌کنند را بررسی کند.

interior designers recommend using warm colors to make a hogar feel more welcoming and cozy.

طراحان داخلی توصیه می‌کنند که از رنگ‌های گرم استفاده کنید تا خانه‌ی شما حس خوش‌آمادگی و گرم‌تری داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید