homburg

[ایالات متحده]/'hɔmbə:ɡ/
[بریتانیا]/ˈhɑmˌbɚɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلاهی کوچک و رسمی با لبه‌ای محکم
Word Forms
جمعhomburgs

عبارات و ترکیب‌ها

homburg hat

کلاه هومبرگ

جملات نمونه

He wore a stylish homburg hat to the wedding.

او یک کلاه هومبرگ شیک به عروسی پوشید.

The detective in the movie always wears a homburg hat.

مامور در فیلم همیشه یک کلاه هومبرگ می‌پوشد.

She bought a classic black homburg hat for the winter.

او یک کلاه هومبرگ سیاه کلاسیک برای زمستان خرید.

The gentleman tipped his homburg hat as a sign of respect.

جناب کلاه هومبرگ خود را به عنوان نشانه احترام کج کرد.

The vintage store sells a variety of homburg hats from different eras.

فروشگاه عتیقه طیف متنوعی از کلاه‌های هومبرگ از دوران مختلف می‌فروشد.

She paired her elegant dress with a matching homburg hat.

او لباس شیک خود را با یک کلاه هومبرگ هماهنگ ست کرد.

The actor looked dapper in a tailored suit and a homburg hat.

بازیگر با یک کت و شلوار خیاطی شده و یک کلاه هومبرگ خوش تیپ به نظر می‌رسید.

The fashion designer included a homburg hat in the latest collection.

طراح مد یک کلاه هومبرگ را در آخرین مجموعه گنجاند.

He inherited his grandfather's cherished homburg hat.

او کلاه هومبرگ ارزشمند پدربزرگ خود را به ارث برد.

The homburg hat is a classic accessory for formal occasions.

کلاه هومبرگ یک لوازم جانبی کلاسیک برای مناسبت‌های رسمی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید