homespuns

[ایالات متحده]/ˈhəʊmspʌnz/
[بریتانیا]/ˈhoʊmspʌnz/

ترجمه

adj. ساده و بدون تزئین; دستباف
n. پارچه زبر; پارچه دستباف

عبارات و ترکیب‌ها

homespuns fabrics

پارچه‌های دست‌ساز

homespuns style

سبک دست‌ساز

homespuns goods

محصولات دست‌ساز

homespuns clothing

لباس‌های دست‌ساز

homespuns textiles

منسوجات دست‌ساز

homespuns designs

طرح‌های دست‌ساز

homespuns patterns

الگوهای دست‌ساز

homespuns crafts

هنر و صنایع دستی

homespuns heritage

میراث دست‌ساز

homespuns collection

کلکسیون دست‌ساز

جملات نمونه

her homespun philosophy on life inspired many.

فلسفه ساده و عملی او در زندگی الهام بخش بسیاری بود.

the festival featured homespun crafts from local artisans.

جشنواره شامل صنایع دستی سنتی از هنرمندان محلی بود.

he wore a homespun sweater that his grandmother made.

او یک ژاکت دست‌دوزیده‌شده پوشیده بود که مادربزرگش ساخته بود.

they prefer homespun solutions to complex problems.

آنها راه حل های ساده و عملی را به مشکلات پیچیده ترجیح می دهند.

the community values homespun traditions and stories.

جامعه ارزش سنت ها و داستان های سنتی را ارج می گذارد.

she has a homespun charm that draws people in.

او دارای جذابیت سنتی است که مردم را جذب می کند.

his homespun humor lightened the mood at the gathering.

طنز ساده و عملی او حال و هوای جمع را بهتر کرد.

they sell homespun textiles at the craft fair.

آنها پارچه های دست بافته را در نمایشگاه صنایع دستی می فروشند.

her homespun advice was practical and down-to-earth.

مشاوره ساده و عملی او کاربردی و واقع بینانه بود.

he enjoys writing homespun tales about his childhood.

او از نوشتن داستان های سنتی در مورد دوران کودکی خود لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید