homey feel
حس صمیمانه
homey atmosphere
فضای صمیمی
homey decor
دکوراسیون صمیمانه
homey space
فضای صمیمانه
homey vibe
فضای صمیمانه و دلنشین
homey touch
طراوت صمیمانه
homey environment
محیط صمیمانه
homey design
طراحی صمیمانه
homey feeling
حس صمیمانه
homey charm
جذابیت صمیمانه
the living room has a very homey feel.
فضای نشیمن حس بسیار دلنشینی دارد.
she decorated her apartment to make it more homey.
او آپارتمان خود را تزئین کرد تا آن را دلنشین تر کند.
nothing beats a homey meal with family.
هیچ چیز جای یک وعده غذای دلپذیر با خانواده را نمی گیرد.
the cabin in the woods felt so homey.
کلبه در جنگل حس بسیار دلنشینی داشت.
he loves the homey atmosphere of the café.
او عاشق فضای دلنشین کافه است.
her homey style is reflected in her clothing choices.
سبک دلنشین او در انتخاب لباس هایش منعکس می شود.
they made the guest room feel more homey with decorations.
آنها با تزئینات، اتاق مهمان را دلنشین تر کردند.
the homey scent of baked cookies filled the air.
بوی دلنشین کوکی های پخته شده، هوا را پر کرد.
he prefers a homey ambiance when entertaining guests.
او ترجیح می دهد وقتی مهمان دارد، فضایی دلنشین باشد.
the homey touches in the design make it inviting.
جزئیات دلنشین در طراحی آن را دعوت کننده می کند.
homey feel
حس صمیمانه
homey atmosphere
فضای صمیمی
homey decor
دکوراسیون صمیمانه
homey space
فضای صمیمانه
homey vibe
فضای صمیمانه و دلنشین
homey touch
طراوت صمیمانه
homey environment
محیط صمیمانه
homey design
طراحی صمیمانه
homey feeling
حس صمیمانه
homey charm
جذابیت صمیمانه
the living room has a very homey feel.
فضای نشیمن حس بسیار دلنشینی دارد.
she decorated her apartment to make it more homey.
او آپارتمان خود را تزئین کرد تا آن را دلنشین تر کند.
nothing beats a homey meal with family.
هیچ چیز جای یک وعده غذای دلپذیر با خانواده را نمی گیرد.
the cabin in the woods felt so homey.
کلبه در جنگل حس بسیار دلنشینی داشت.
he loves the homey atmosphere of the café.
او عاشق فضای دلنشین کافه است.
her homey style is reflected in her clothing choices.
سبک دلنشین او در انتخاب لباس هایش منعکس می شود.
they made the guest room feel more homey with decorations.
آنها با تزئینات، اتاق مهمان را دلنشین تر کردند.
the homey scent of baked cookies filled the air.
بوی دلنشین کوکی های پخته شده، هوا را پر کرد.
he prefers a homey ambiance when entertaining guests.
او ترجیح می دهد وقتی مهمان دارد، فضایی دلنشین باشد.
the homey touches in the design make it inviting.
جزئیات دلنشین در طراحی آن را دعوت کننده می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید