honeyberry

[ایالات متحده]/[ˈhʌniˌbɛrɪ]/
[بریتانیا]/[ˈhʌniˌbɛrɪ]/

ترجمه

n. یک میوه کوچک، شیرین، آبی تیره از خانواده گیلاس، متعلق به اروپای شمالی؛ گیاه گیلاس خود.

عبارات و ترکیب‌ها

honeyberry pie

پای میوه عسلی

honeyberry jam

مربا میوه عسلی

honeyberry bushes

شاخه‌های میوه عسلی

honeyberry season

فصل میوه عسلی

جملات نمونه

i planted a honeyberry bush in my garden last spring.

پیش از این یک شاخه گیاه گل‌های عسل در گیاهان خانگی من کاشتم.

honeyberry jam is a delicious and unique spread for toast.

مربا گل‌های عسل یک پخش‌کننده لذیذ و منحصر به فرد برای نان است.

the honeyberry harvest was surprisingly abundant this year.

جمع‌آوری گل‌های عسل این سال به طور غیرمنتظره زیاد بود.

we enjoyed picking fresh honeyberries from the vine.

ما لذت بردیم که گل‌های عسل تازه را از روی گیاه جمع‌آوری می‌کردیم.

honeyberry pies are a delightful treat during the fall season.

پای گل‌های عسل یک لذت‌بخش در فصل پاییز است.

the honeyberry's tart flavor balances well with sweetness.

طعم ترش گل‌های عسل خوبی با شیرینی ترکیب می‌شود.

i'm experimenting with a honeyberry and lemon dessert recipe.

من با یک دسر گل‌های عسل و لیمو نوشیدنی آزمایش می‌کنم.

honeyberry bushes are relatively easy to grow in cool climates.

گیاهان گل‌های عسل در مناطق سرد نسبتاً آسان برای رشد است.

the honeyberry's unique taste sets it apart from other berries.

طعم منحصر به فرد گل‌های عسل آن را از سایر گل‌های میوه‌ای متمایز می‌کند.

we bought a punnet of honeyberries at the farmer's market.

ما یک پکیت گل‌های عسل را از بازار کشاورزی خریدیم.

honeyberry ice cream is a refreshing summer treat.

آیس کریم گل‌های عسل یک لذت‌بخش تازه در فصل تابستان است.

the honeyberry plant requires well-drained soil to thrive.

گیاه گل‌های عسل نیاز به خاکی با دрен‌آج خوب برای رشد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید