honeycomb-like

[ایالات متحده]/[ˈhʌniˌkɒmˌlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈhʌniˌkɒmˌlaɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه به م蜂窝;دارای ساختاری مشابه م蜂窝؛ دارای الگویی از سلول‌های مرتبط، مانند م蜂窝.

عبارات و ترکیب‌ها

honeycomb-like structure

ساختار مانند خلیج شکر

a honeycomb-like pattern

یک الگوی مانند خلیج شکر

honeycomb-like cells

سلول‌های مانند خلیج شکر

looking honeycomb-like

به نظر می‌رسد مانند خلیج شکر

honeycomb-like design

طراحی مانند خلیج شکر

with honeycomb-like forms

با اشکال مانند خلیج شکر

honeycomb-like appearance

ظاهر مانند خلیج شکر

creating honeycomb-like effect

ایجاد اثر مانند خلیج شکر

honeycomb-like arrangement

چیدمان مانند خلیج شکر

featuring honeycomb-like details

دارای جزئیات مانند خلیج شکر

جملات نمونه

the cave walls displayed a honeycomb-like pattern of mineral deposits.

دیوارهای این غار الگویی شبیه به خانه‌های عسل از رسوبات معدنی را نشان می‌دادند.

the architect designed a honeycomb-like structure for the stadium roof.

معمار یک ساختار شبیه به خانه‌های عسل را برای سقف ورزشگاه طراحی کرد.

the foam packaging had a honeycomb-like design to protect the fragile items.

بسته‌بندی فوم دارای یک طراحی شبیه به خانه‌های عسل برای حفاظت از اشیاء شکننده بود.

the city's layout resembled a honeycomb-like grid of streets and avenues.

طرح شهر شبیه به یک گرید شبیه به خانه‌های عسل از خیابان‌ها و avenue‌ها بود.

the chocolate bar featured a honeycomb-like interior filled with caramel.

شکلات بار دارای یک درون شبیه به خانه‌های عسل پر از کaramel بود.

the artist created a painting with a honeycomb-like texture using layered acrylics.

هنرمند یک نقاشی با بافتی شبیه به خانه‌های عسل با استفاده از اکریلیک‌های لایه‌ای ایجاد کرد.

the speaker described the network as a honeycomb-like system of interconnected nodes.

سخنران شبکه را به عنوان یک سیستم شبیه به خانه‌های عسل از گره‌های مرتبط توصیف کرد.

the new building incorporated a honeycomb-like facade for improved insulation.

ساختمان جدید یک فacades شبیه به خانه‌های عسل برای عایق‌بندی بهتر ادغام کرد.

the coral reef exhibited a beautiful honeycomb-like structure.

ریف ماهیگیری ساختار زیبایی شبیه به خانه‌های عسل را نشان داد.

the engineer proposed a honeycomb-like composite material for the aircraft.

مکانیک یک ماده‌ی مرکب شبیه به خانه‌های عسل را برای هواپیما پیشنهاد داد.

the data visualization showed a honeycomb-like distribution of user activity.

بینش داده‌ها توزیعی شبیه به خانه‌های عسل از فعالیت کاربران را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید