tessellated

[ایالات متحده]/ˈtɛs.ə.leɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈtɛs.ə.leɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای الگوی چکشی یا موزاییکی؛ مشخص شده با اشکال مربع یا مستطیل

عبارات و ترکیب‌ها

tessellated pattern

الگوی موزاییکی

tessellated floor

کف موزاییکی

tessellated design

طرح موزاییکی

tessellated tiles

کاشی‌های موزاییکی

tessellated surface

سطح موزاییکی

tessellated shape

شکل موزاییکی

tessellated artwork

هنر موزاییکی

tessellated geometry

هندسه موزاییکی

tessellated structure

ساختار موزاییکی

tessellated patterning

الگوهای موزاییکی

جملات نمونه

the artist created a tessellated pattern on the floor.

هنرمند الگوی موزاییکی روی زمین ایجاد کرد.

the tessellated tiles in the bathroom add a unique touch.

کاشی‌های موزاییکی در حمام یک حس خاص را اضافه می‌کنند.

the design features tessellated shapes that fit perfectly together.

طراحی شامل اشکال موزاییکی است که به طور کامل با هم مطابقت دارند.

she loves the tessellated art style of the ancient culture.

او عاشق سبک هنری موزاییکی فرهنگ باستانی است.

the tessellated design was inspired by nature.

طراحی موزاییکی از طبیعت الهام گرفته بود.

they used tessellated patterns to decorate the walls.

آنها از الگوهای موزاییکی برای تزئین دیوارها استفاده کردند.

the floor features a beautiful tessellated mosaic.

کف دارای یک موزاییک موزاییکی زیبا است.

the architect included tessellated elements in the building's design.

معمار عناصر موزاییکی را در طراحی ساختمان گنجاند.

children learn about tessellated shapes in math class.

کودکان در کلاس ریاضی در مورد اشکال موزاییکی یاد می‌گیرند.

the artist is known for her intricate tessellated artworks.

هنرمند به خاطر آثار هنری موزاییکی پیچیده اش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید