wearing a mask
استفاده از ماسک
masked ball
جشن ماسکدار
masked robber
سارق نقابدار
a gang of masked gunmen.
گروهی از مردان مسلح نقابدار.
the poplars masked a factory.
بالایها کارخانهای را پنهان میکردند.
very cleverly masked emotions.
احساسات به طرز بسیار ماهرانهای پنهان شدهاند.
ambition that is masked as altruism.
جاهطلبی که به عنوان نوعدوستی پنهان شده است.
they were gunned down by masked snipers.
آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و توسط تیراندازان نقابدار به رگبار بسته شدند.
a masked raider held up the post office.
یک مهاجم نقابدار اداره پست را غارت کرد.
Undergrowth masked the entrance to the cave.
گیاهان پوشیده ورودی غار را پنهان میکردند.
a masked raider wielding a handgun.
یک مهاجم نقابدار که یک مسلسل حمل میکرد.
A smile masked his disappointment.
لبخند، ناامیدی او را پنهان میکرد.
The thief masked his face with a stocking.
سارق صورت خود را با جوراب پنهان کرد.
Her eyes were masked by huge round sunglasses.
چشمانش توسط عینک آفتابی بزرگ و دایرهای پوشیده شده بود.
folksy humor; a folksy style that masked a keen business mind.
طنز صمیمی؛ سبکی صمیمی که ذهن تجاری تیز را پنهان میکرد.
her flawless public facade masked private despair.
نمای بینقص و عمومی او، ناامیدی خصوصی را پنهان میکرد.
his anger is masked by a pretence that all is well.
خشم او با وانمود کردن اینکه همه چیز خوب است، پنهان میشود.
a man was shot twice as he fled from five masked youths.
مردی در حالی که فرار میکرد دو بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت، در حالی که پنج جوان نقابدار تعقیبش میکردند.
an overtone of anger barely masked; praise with overtones of envy.
یک لحن خشم که به سختی پنهان شده بود؛ تحسین با لحن حسادت.
These pigs had acquired lungworm infestations presumably containing masked influenza virus under natural conditions.
این خوک ها به طور احتمالی در شرایط طبیعی به آلودگی کرم ریه آلوده شده بودند که حاوی ویروس آنفولانزای پنهان است.
and then a MAN goes in the night, with a hundred masked cowards at his back and lynches the rascal.
و سپس یک مرد در شب میرود، با صدها ترسجوی نقابدار پشت سرش و آن نامناسب را به دار آویخته است.
To protect them during the process, these areas are carefully masked with tape.
برای محافظت از آنها در طول فرآیند، این مناطق با دقت با نوار پوشانده شده اند.
منبع: Perspective Encyclopedia of TechnologyThen he realized that their heads were hooded and their faces masked.
سپس او متوجه شد که سرشان پوشیده شده و صورتشان نقاب زده شده است.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireSome of them were still masked and hooded; others showed their faces.
بعضی از آنها هنوز نقاب زده و پوشیده شده بودند؛ برخی دیگر چهره خود را نشان می دادند.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsYet his exterior masked a well of trauma.
با این حال، ظاهر او مخزنی از آسیب را پنهان می کرد.
منبع: Women Who Changed the WorldMaybe the masked dating will make a difference.
شاید قرار ملاقات های نقاب دار تغییری ایجاد کند.
منبع: VOA Special November 2016 CollectionAt midnight a masked man appears at the door.
در نیمه شب، یک مرد نقاب زده در مقابل در ظاهر می شود.
منبع: Zorro the Masked HeroBut Kublai's outward successes masked some deeper failures.
اما موفقیت های ظاهری کوبلای، شکست های عمیق تری را پنهان می کرد.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresAll of them were hooded and masked.
همه آنها نقاب زده و پوشیده شده بودند.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireA masked man fired shots at the president's car.
یک مرد نقاب زده به سمت ماشین رئیس جمهور شلیک کرد.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.The moving blobs above you, you realize, are masked faces.
شما متوجه می شوید که لکه های متحرک بالای شما، چهره های نقاب زده هستند.
منبع: If there is a if.wearing a mask
استفاده از ماسک
masked ball
جشن ماسکدار
masked robber
سارق نقابدار
a gang of masked gunmen.
گروهی از مردان مسلح نقابدار.
the poplars masked a factory.
بالایها کارخانهای را پنهان میکردند.
very cleverly masked emotions.
احساسات به طرز بسیار ماهرانهای پنهان شدهاند.
ambition that is masked as altruism.
جاهطلبی که به عنوان نوعدوستی پنهان شده است.
they were gunned down by masked snipers.
آنها مورد اصابت گلوله قرار گرفتند و توسط تیراندازان نقابدار به رگبار بسته شدند.
a masked raider held up the post office.
یک مهاجم نقابدار اداره پست را غارت کرد.
Undergrowth masked the entrance to the cave.
گیاهان پوشیده ورودی غار را پنهان میکردند.
a masked raider wielding a handgun.
یک مهاجم نقابدار که یک مسلسل حمل میکرد.
A smile masked his disappointment.
لبخند، ناامیدی او را پنهان میکرد.
The thief masked his face with a stocking.
سارق صورت خود را با جوراب پنهان کرد.
Her eyes were masked by huge round sunglasses.
چشمانش توسط عینک آفتابی بزرگ و دایرهای پوشیده شده بود.
folksy humor; a folksy style that masked a keen business mind.
طنز صمیمی؛ سبکی صمیمی که ذهن تجاری تیز را پنهان میکرد.
her flawless public facade masked private despair.
نمای بینقص و عمومی او، ناامیدی خصوصی را پنهان میکرد.
his anger is masked by a pretence that all is well.
خشم او با وانمود کردن اینکه همه چیز خوب است، پنهان میشود.
a man was shot twice as he fled from five masked youths.
مردی در حالی که فرار میکرد دو بار مورد اصابت گلوله قرار گرفت، در حالی که پنج جوان نقابدار تعقیبش میکردند.
an overtone of anger barely masked; praise with overtones of envy.
یک لحن خشم که به سختی پنهان شده بود؛ تحسین با لحن حسادت.
These pigs had acquired lungworm infestations presumably containing masked influenza virus under natural conditions.
این خوک ها به طور احتمالی در شرایط طبیعی به آلودگی کرم ریه آلوده شده بودند که حاوی ویروس آنفولانزای پنهان است.
and then a MAN goes in the night, with a hundred masked cowards at his back and lynches the rascal.
و سپس یک مرد در شب میرود، با صدها ترسجوی نقابدار پشت سرش و آن نامناسب را به دار آویخته است.
To protect them during the process, these areas are carefully masked with tape.
برای محافظت از آنها در طول فرآیند، این مناطق با دقت با نوار پوشانده شده اند.
منبع: Perspective Encyclopedia of TechnologyThen he realized that their heads were hooded and their faces masked.
سپس او متوجه شد که سرشان پوشیده شده و صورتشان نقاب زده شده است.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireSome of them were still masked and hooded; others showed their faces.
بعضی از آنها هنوز نقاب زده و پوشیده شده بودند؛ برخی دیگر چهره خود را نشان می دادند.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsYet his exterior masked a well of trauma.
با این حال، ظاهر او مخزنی از آسیب را پنهان می کرد.
منبع: Women Who Changed the WorldMaybe the masked dating will make a difference.
شاید قرار ملاقات های نقاب دار تغییری ایجاد کند.
منبع: VOA Special November 2016 CollectionAt midnight a masked man appears at the door.
در نیمه شب، یک مرد نقاب زده در مقابل در ظاهر می شود.
منبع: Zorro the Masked HeroBut Kublai's outward successes masked some deeper failures.
اما موفقیت های ظاهری کوبلای، شکست های عمیق تری را پنهان می کرد.
منبع: Biography of Famous Historical FiguresAll of them were hooded and masked.
همه آنها نقاب زده و پوشیده شده بودند.
منبع: Harry Potter and the Goblet of FireA masked man fired shots at the president's car.
یک مرد نقاب زده به سمت ماشین رئیس جمهور شلیک کرد.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.The moving blobs above you, you realize, are masked faces.
شما متوجه می شوید که لکه های متحرک بالای شما، چهره های نقاب زده هستند.
منبع: If there is a if.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید