horrifically

[ایالات متحده]/həˈrɪfɪkli/
[بریتانیا]/həˈrɪfɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که وحشت ایجاد کند

عبارات و ترکیب‌ها

horrifically bad

بسیار بد

horrifically wrong

به شدت اشتباه

horrifically loud

بسیار بلند

horrifically scary

بسیار ترسناک

horrifically painful

بسیار دردناک

horrifically ugly

بسیار زشت

horrifically dark

بسیار تاریک

horrifically messy

بسیار نامرتب

horrifically fast

بسیار سریع

horrifically cold

بسیار سرد

جملات نمونه

the movie was horrifically bad.

فیلم به طرز وحشتناکی بد بود.

she horrifically failed her exam.

او به طرز وحشتناکی در امتحانش مردود شد.

the storm horrifically damaged the town.

طوفان به طرز وحشتناکی به شهر آسیب رساند.

he was horrifically injured in the accident.

او به طرز وحشتناکی در تصادف مجروح شد.

the book described horrifically graphic scenes.

کتاب صحنه های به طرز وحشتناکی گرافیکی را توصیف کرد.

the news reported horrifically high crime rates.

اخبار نرخ جرم و جنایت به طرز وحشتناکی بالا را گزارش کرد.

they horrifically underestimated the risks.

آنها ریسک ها را به طرز وحشتناکی دست کم گرفتند.

the documentary revealed horrifically cruel practices.

مستند روش های به طرز وحشتناکی سادیستی را نشان داد.

her horrifically dark thoughts worried her friends.

افکار به طرز وحشتناکی تاریک او دوستانش را نگران کرد.

the horror movie was horrifically suspenseful.

فیلم ترسناک به طرز وحشتناکی پرتعلیق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید