horrifies me
من را میترساند
horrifies us
ما را میترساند
horrifies them
آنها را میترساند
horrifies everyone
همه را میترساند
horrifies the public
عموم مردم را میترساند
horrifies at night
در شب میترساند
horrifies the nation
کشور را میترساند
horrifies many
بسیاری را میترساند
horrifies the world
جهان را میترساند
horrifies me greatly
من را بسیار میترساند
the news of the disaster horrifies the entire community.
خبر فاجعه، کل جامعه را به وحشت وا میدارد.
it horrifies me to think about what could have happened.
فکر کردن به آنچه ممکن بود اتفاق بیفتد، مرا به وحشت میاندازد.
the documentary horrifies viewers with its graphic content.
مستند با محتوای گرافیکی خود بینندگان را به وحشت میاندازد.
she horrifies her friends with her ghost stories.
او با داستانهای ارواشی خود دوستانش را به وحشت میاندازد.
the statistics about climate change horrify many scientists.
آمار مربوط به تغییرات آب و هوایی بسیاری از دانشمندان را به وحشت وا میدارد.
it horrifies me to see animals treated so poorly.
دیدن اینکه حیوانات به این شکل بدرفتگی میشوند، مرا به وحشت میاندازد.
the horror movie horrifies audiences with its suspenseful scenes.
فیلم ترسناک با صحنههای پرتعلیق مخاطبان را به وحشت میاندازد.
the thought of losing my loved ones horrifies me.
فکر کردن به دست دادن عزیزانم، مرا به وحشت میاندازد.
seeing the aftermath of the accident horrifies first responders.
دیدن عواقب حادثه، امدادگران را به وحشت میاندازد.
horrifies me
من را میترساند
horrifies us
ما را میترساند
horrifies them
آنها را میترساند
horrifies everyone
همه را میترساند
horrifies the public
عموم مردم را میترساند
horrifies at night
در شب میترساند
horrifies the nation
کشور را میترساند
horrifies many
بسیاری را میترساند
horrifies the world
جهان را میترساند
horrifies me greatly
من را بسیار میترساند
the news of the disaster horrifies the entire community.
خبر فاجعه، کل جامعه را به وحشت وا میدارد.
it horrifies me to think about what could have happened.
فکر کردن به آنچه ممکن بود اتفاق بیفتد، مرا به وحشت میاندازد.
the documentary horrifies viewers with its graphic content.
مستند با محتوای گرافیکی خود بینندگان را به وحشت میاندازد.
she horrifies her friends with her ghost stories.
او با داستانهای ارواشی خود دوستانش را به وحشت میاندازد.
the statistics about climate change horrify many scientists.
آمار مربوط به تغییرات آب و هوایی بسیاری از دانشمندان را به وحشت وا میدارد.
it horrifies me to see animals treated so poorly.
دیدن اینکه حیوانات به این شکل بدرفتگی میشوند، مرا به وحشت میاندازد.
the horror movie horrifies audiences with its suspenseful scenes.
فیلم ترسناک با صحنههای پرتعلیق مخاطبان را به وحشت میاندازد.
the thought of losing my loved ones horrifies me.
فکر کردن به دست دادن عزیزانم، مرا به وحشت میاندازد.
seeing the aftermath of the accident horrifies first responders.
دیدن عواقب حادثه، امدادگران را به وحشت میاندازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید