horrifies

[ایالات متحده]/ˈhɒrɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈhɔːrəˌfaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن کسی به احساس شوک یا وحشت

عبارات و ترکیب‌ها

horrifies me

من را می‌ترساند

horrifies us

ما را می‌ترساند

horrifies them

آنها را می‌ترساند

horrifies everyone

همه را می‌ترساند

horrifies the public

عموم مردم را می‌ترساند

horrifies at night

در شب می‌ترساند

horrifies the nation

کشور را می‌ترساند

horrifies many

بسیاری را می‌ترساند

horrifies the world

جهان را می‌ترساند

horrifies me greatly

من را بسیار می‌ترساند

جملات نمونه

the news of the disaster horrifies the entire community.

خبر فاجعه، کل جامعه را به وحشت وا می‌دارد.

it horrifies me to think about what could have happened.

فکر کردن به آنچه ممکن بود اتفاق بیفتد، مرا به وحشت می‌اندازد.

the documentary horrifies viewers with its graphic content.

مستند با محتوای گرافیکی خود بینندگان را به وحشت می‌اندازد.

she horrifies her friends with her ghost stories.

او با داستان‌های ارواشی خود دوستانش را به وحشت می‌اندازد.

the statistics about climate change horrify many scientists.

آمار مربوط به تغییرات آب و هوایی بسیاری از دانشمندان را به وحشت وا می‌دارد.

it horrifies me to see animals treated so poorly.

دیدن اینکه حیوانات به این شکل بدرفتگی می‌شوند، مرا به وحشت می‌اندازد.

the horror movie horrifies audiences with its suspenseful scenes.

فیلم ترسناک با صحنه‌های پرتعلیق مخاطبان را به وحشت می‌اندازد.

the thought of losing my loved ones horrifies me.

فکر کردن به دست دادن عزیزانم، مرا به وحشت می‌اندازد.

seeing the aftermath of the accident horrifies first responders.

دیدن عواقب حادثه، امدادگران را به وحشت می‌اندازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید