frightens

[ایالات متحده]/ˈfraɪtənz/
[بریتانیا]/ˈfraɪtənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را ترساندن؛ ترساندن

عبارات و ترکیب‌ها

frightens me

من را می‌ترساند

frightens you

شما را می‌ترساند

frightens them

آنها را می‌ترساند

frightens us

ما را می‌ترساند

frightens children

بچه ها را می‌ترساند

frightens me deeply

من را عمیقاً می‌ترساند

frightens the audience

مخاطبان را می‌ترساند

frightens at night

در شب می‌ترساند

frightens the kids

بچه ها را می‌ترساند

frightens the dog

سگ را می‌ترساند

جملات نمونه

the loud noise frightens the children.

صدای بلند کودکان را می‌ترساند.

dark places often frighten me.

مکان‌های تاریک اغلب من را می‌ترسانند.

the horror movie frightens the audience.

فیلم ترسناک مخاطبان را می‌ترساند.

she frightens easily during thunderstorms.

او در هنگام رعد و برق به راحتی می‌ترسد.

the sudden appearance of the ghost frightens him.

ظهور ناگهانی ارواح او را می‌ترساند.

his aggressive behavior frightens the pets.

رفتار تهاجمی او حیوانات خانگی را می‌ترساند.

she frightens away the birds with loud noises.

او با ایجاد سر و صدا پرندگان را می‌ترساند.

seeing the snake frightens her to death.

دیدن مار او را تا مرگی می‌ترساند.

the thought of failure frightens many students.

فکر شکست بسیاری از دانش آموزان را می‌ترساند.

he frightens his friends with scary stories.

او با داستان‌های ترسناک دوستانش را می‌ترساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید