advanced horsemanships
مهارتهای سوارکاری پیشرفته
basic horsemanships
مهارتهای سوارکاری پایه
competitive horsemanships
مهارتهای سوارکاری رقابتی
western horsemanships
مهارتهای سوارکاری غربی
english horsemanships
مهارتهای سوارکاری انگلیسی
natural horsemanships
مهارتهای سوارکاری طبیعی
classical horsemanships
مهارتهای سوارکاری کلاسیک
professional horsemanships
مهارتهای سوارکاری حرفهای
youth horsemanships
مهارتهای سوارکاری جوانان
recreational horsemanships
مهارتهای سوارکاری تفریحی
his horsemanship skills impressed everyone at the competition.
مهارتهای سوارکاری او همه را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
she learned horsemanship from a young age.
او از سن جوانی سوارکاری را یاد گرفت.
good horsemanship requires patience and practice.
سوارکاری خوب نیاز به صبر و تمرین دارد.
he demonstrated his horsemanship during the show.
او مهارتهای سوارکاری خود را در طول نمایش به نمایش گذاشت.
her horsemanship was evident in how she handled the horse.
مهارت سوارکاری او در نحوه برخوردش با اسب آشکار بود.
they offer classes to improve your horsemanship.
آنها کلاسهایی برای بهبود مهارتهای سوارکاری شما ارائه میدهند.
his dedication to horsemanship is admirable.
تعهد او به سوارکاری قابل تحسین است.
she has a natural talent for horsemanship.
او استعداد ذاتی برای سوارکاری دارد.
horsemanship is not just a skill, but an art.
سوارکاری فقط یک مهارت نیست، بلکه یک هنر است.
they practiced horsemanship techniques every weekend.
آنها هر آخر هفته تکنیکهای سوارکاری را تمرین میکردند.
advanced horsemanships
مهارتهای سوارکاری پیشرفته
basic horsemanships
مهارتهای سوارکاری پایه
competitive horsemanships
مهارتهای سوارکاری رقابتی
western horsemanships
مهارتهای سوارکاری غربی
english horsemanships
مهارتهای سوارکاری انگلیسی
natural horsemanships
مهارتهای سوارکاری طبیعی
classical horsemanships
مهارتهای سوارکاری کلاسیک
professional horsemanships
مهارتهای سوارکاری حرفهای
youth horsemanships
مهارتهای سوارکاری جوانان
recreational horsemanships
مهارتهای سوارکاری تفریحی
his horsemanship skills impressed everyone at the competition.
مهارتهای سوارکاری او همه را در مسابقه تحت تاثیر قرار داد.
she learned horsemanship from a young age.
او از سن جوانی سوارکاری را یاد گرفت.
good horsemanship requires patience and practice.
سوارکاری خوب نیاز به صبر و تمرین دارد.
he demonstrated his horsemanship during the show.
او مهارتهای سوارکاری خود را در طول نمایش به نمایش گذاشت.
her horsemanship was evident in how she handled the horse.
مهارت سوارکاری او در نحوه برخوردش با اسب آشکار بود.
they offer classes to improve your horsemanship.
آنها کلاسهایی برای بهبود مهارتهای سوارکاری شما ارائه میدهند.
his dedication to horsemanship is admirable.
تعهد او به سوارکاری قابل تحسین است.
she has a natural talent for horsemanship.
او استعداد ذاتی برای سوارکاری دارد.
horsemanship is not just a skill, but an art.
سوارکاری فقط یک مهارت نیست، بلکه یک هنر است.
they practiced horsemanship techniques every weekend.
آنها هر آخر هفته تکنیکهای سوارکاری را تمرین میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید