hovered

[ایالات متحده]/ˈhʌv.əd/
[بریتانیا]/ˈhʌv.ɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک مکان در هوا باقی ماندن; نزدیک چیزی ماندن; به طور نامشخص جلو و عقب حرکت کردن; تردید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hovered above

بالا ماند

hovered around

اطراف ماند

hovered close

نزدیک ماند

hovered near

نزدیک ماند

hovered silently

به طور خاموش معلق ماند

hovered gently

به آرامی معلق ماند

hovered briefly

به طور خلاصه معلق ماند

hovered low

در ارتفاع پایین معلق ماند

hovered high

در ارتفاع بالا معلق ماند

hovered still

بی حرکت معلق ماند

جملات نمونه

the drone hovered above the field, capturing stunning images.

پهپاد بر فراز زمین شناور بود و تصاویر خیره‌کننده ای را ثبت می کرد.

she hovered near the door, unsure if she should enter.

او نزدیک در شناور بود و مطمئن نبود که باید وارد شود.

the hummingbird hovered around the flowers, searching for nectar.

کلاغ کوکی در اطراف گل ها شناور بود و به دنبال نکتار می گشت.

he hovered over the keyboard, contemplating his next move.

او بالای صفحه کلید شناور بود و در حال فکر کردن به حرکت بعدی خود بود.

the helicopter hovered in the sky, waiting for instructions.

بالگردهای در آسمان شناور بودند و منتظر دستورالعمل بودند.

she hovered between two choices, unable to decide.

او بین دو انتخاب شناور بود و نمی توانست تصمیم بگیرد.

the cursor hovered over the link, ready to click.

نماد نشانگر بالای پیوند شناور بود و آماده کلیک کردن بود.

the cat hovered near the birdcage, watching intently.

گربه نزدیک قفس پرنده شناور بود و با دقت تماشا می کرد.

as the sun set, the clouds hovered low in the sky.

همانطور که خورشید غروب می کرد، ابرها در آسمان کم ارتفاع شناور بودند.

the waiter hovered around the table, ready to assist.

خدمتکار در اطراف میز شناور بود و آماده کمک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید