hovered above
بالا ماند
hovered around
اطراف ماند
hovered close
نزدیک ماند
hovered near
نزدیک ماند
hovered silently
به طور خاموش معلق ماند
hovered gently
به آرامی معلق ماند
hovered briefly
به طور خلاصه معلق ماند
hovered low
در ارتفاع پایین معلق ماند
hovered high
در ارتفاع بالا معلق ماند
hovered still
بی حرکت معلق ماند
the drone hovered above the field, capturing stunning images.
پهپاد بر فراز زمین شناور بود و تصاویر خیرهکننده ای را ثبت می کرد.
she hovered near the door, unsure if she should enter.
او نزدیک در شناور بود و مطمئن نبود که باید وارد شود.
the hummingbird hovered around the flowers, searching for nectar.
کلاغ کوکی در اطراف گل ها شناور بود و به دنبال نکتار می گشت.
he hovered over the keyboard, contemplating his next move.
او بالای صفحه کلید شناور بود و در حال فکر کردن به حرکت بعدی خود بود.
the helicopter hovered in the sky, waiting for instructions.
بالگردهای در آسمان شناور بودند و منتظر دستورالعمل بودند.
she hovered between two choices, unable to decide.
او بین دو انتخاب شناور بود و نمی توانست تصمیم بگیرد.
the cursor hovered over the link, ready to click.
نماد نشانگر بالای پیوند شناور بود و آماده کلیک کردن بود.
the cat hovered near the birdcage, watching intently.
گربه نزدیک قفس پرنده شناور بود و با دقت تماشا می کرد.
as the sun set, the clouds hovered low in the sky.
همانطور که خورشید غروب می کرد، ابرها در آسمان کم ارتفاع شناور بودند.
the waiter hovered around the table, ready to assist.
خدمتکار در اطراف میز شناور بود و آماده کمک بود.
hovered above
بالا ماند
hovered around
اطراف ماند
hovered close
نزدیک ماند
hovered near
نزدیک ماند
hovered silently
به طور خاموش معلق ماند
hovered gently
به آرامی معلق ماند
hovered briefly
به طور خلاصه معلق ماند
hovered low
در ارتفاع پایین معلق ماند
hovered high
در ارتفاع بالا معلق ماند
hovered still
بی حرکت معلق ماند
the drone hovered above the field, capturing stunning images.
پهپاد بر فراز زمین شناور بود و تصاویر خیرهکننده ای را ثبت می کرد.
she hovered near the door, unsure if she should enter.
او نزدیک در شناور بود و مطمئن نبود که باید وارد شود.
the hummingbird hovered around the flowers, searching for nectar.
کلاغ کوکی در اطراف گل ها شناور بود و به دنبال نکتار می گشت.
he hovered over the keyboard, contemplating his next move.
او بالای صفحه کلید شناور بود و در حال فکر کردن به حرکت بعدی خود بود.
the helicopter hovered in the sky, waiting for instructions.
بالگردهای در آسمان شناور بودند و منتظر دستورالعمل بودند.
she hovered between two choices, unable to decide.
او بین دو انتخاب شناور بود و نمی توانست تصمیم بگیرد.
the cursor hovered over the link, ready to click.
نماد نشانگر بالای پیوند شناور بود و آماده کلیک کردن بود.
the cat hovered near the birdcage, watching intently.
گربه نزدیک قفس پرنده شناور بود و با دقت تماشا می کرد.
as the sun set, the clouds hovered low in the sky.
همانطور که خورشید غروب می کرد، ابرها در آسمان کم ارتفاع شناور بودند.
the waiter hovered around the table, ready to assist.
خدمتکار در اطراف میز شناور بود و آماده کمک بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید