loiter

[ایالات متحده]/ˈlɔɪtə(r)/
[بریتانیا]/ˈlɔɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. در یک مکان عمومی بدون هدف یا عجله پرسه زدن؛ به طور بی‌هدف گشتن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریloitering
قسمت سوم فعلloitered
شکل سوم شخص مفردloiters
زمان گذشتهloitered
جمعloiters

جملات نمونه

loitered all the way home.

همه راه را قدم زنان به خانه رفت.

loiter over a job.

در مورد یک شغل معطل شدن.

He was loitering around the street.

او در خیابان قدم زنان رفت و آمد می‌کرد.

she saw Mary loitering near the cloakrooms.

او مری را در نزدیکی اتاق‌های کمد دید که قدم زنان رفت و آمد می‌کرد.

they wanted to know why he was loitering in these parts.

آنها می‌خواستند بدانند چرا او در این مناطق قدم زنان رفت و آمد می‌کرد.

loiter on one's way home from the bus stop

در راه بازگشت از ایستگاه اتوبوس قدم زنان رفتن.

He loitered on his way.

او در راه قدم زنان رفت.

they loitered along in the sunshine, stopping at the least excuse.

آنها در آفتاب قدم زنان به راه ادامه دادند و بهانه‌ای برای توقف داشتند.

If you found someone loitering at the back of your house after dark,you might feel justified in bringing charges against him.

اگر کسی را شبانه در پشت خانه خود بی سر و صدا پیدا کنید، ممکن است احساس کنید که طرح اتهام علیه او توجیه می شود.

She loitered away her time with people of her kind, disregardful of responsibilities and devoted time in wingding.

او وقت خود را با افرادی از جنس خود تلف کرد، بی‌توجه به مسئولیت‌ها و صرف وقت در سرگرمی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید