loitered around
گشت و گذار
loitered here
اینجا گشت و گذار کرد
loitered outside
بیرون گشت و گذار کرد
loitered aimlessly
به صورت بی هدف گشت و گذار کرد
loitered nearby
در نزدیکی گشت و گذار کرد
loitered in silence
در سکوت گشت و گذار کرد
loitered for hours
ساعتها گشت و گذار کرد
loitered on street
در خیابان گشت و گذار کرد
loitered in shadows
در سایهها گشت و گذار کرد
loitered near entrance
نزدیک ورودی گشت و گذار کرد
he loitered around the park waiting for his friend.
او در پارک پرسه میزد و منتظر دوستش بود.
the kids loitered outside the store, hoping to see something exciting.
کودکان در خارج از مغازه پرسه میزدند و امیدوار بودند چیزی هیجان انگیز ببینند.
she loitered in the hallway, trying to catch a glimpse of her crush.
او در راهرو پرسه میزد و سعی میکرد نگاهی به مورد علاقه خود بیندازد.
they loitered at the bus stop for over an hour.
آنها بیش از یک ساعت در ایستگاه اتوبوس پرسه زدند.
the teenagers loitered near the entrance of the mall.
نوجوانان نزدیک ورودی مرکز خرید پرسه میزدند.
he was caught loitering in front of the school after hours.
او در ساعتهای غیر کاری در جلوی مدرسه در حال پرسه زدن دستگیر شد.
she loitered around the coffee shop, hoping to see someone she knew.
او در اطراف کافه پرسه میزد و امیدوار بود کسی را که میشناخت ببیند.
the stray dog loitered near the trash cans looking for food.
سگ ولگرد در نزدیکی سطلهای زباله پرسه میزد و دنبال غذا میگشت.
he was loitering in the parking lot, waiting for a ride.
او در پارکینگ پرسه میزد و منتظر سواری بود.
they loitered outside the concert venue, excited for the show to start.
آنها در خارج از محل برگزاری کنسرت پرسه میزدند و برای شروع نمایش هیجانزده بودند.
loitered around
گشت و گذار
loitered here
اینجا گشت و گذار کرد
loitered outside
بیرون گشت و گذار کرد
loitered aimlessly
به صورت بی هدف گشت و گذار کرد
loitered nearby
در نزدیکی گشت و گذار کرد
loitered in silence
در سکوت گشت و گذار کرد
loitered for hours
ساعتها گشت و گذار کرد
loitered on street
در خیابان گشت و گذار کرد
loitered in shadows
در سایهها گشت و گذار کرد
loitered near entrance
نزدیک ورودی گشت و گذار کرد
he loitered around the park waiting for his friend.
او در پارک پرسه میزد و منتظر دوستش بود.
the kids loitered outside the store, hoping to see something exciting.
کودکان در خارج از مغازه پرسه میزدند و امیدوار بودند چیزی هیجان انگیز ببینند.
she loitered in the hallway, trying to catch a glimpse of her crush.
او در راهرو پرسه میزد و سعی میکرد نگاهی به مورد علاقه خود بیندازد.
they loitered at the bus stop for over an hour.
آنها بیش از یک ساعت در ایستگاه اتوبوس پرسه زدند.
the teenagers loitered near the entrance of the mall.
نوجوانان نزدیک ورودی مرکز خرید پرسه میزدند.
he was caught loitering in front of the school after hours.
او در ساعتهای غیر کاری در جلوی مدرسه در حال پرسه زدن دستگیر شد.
she loitered around the coffee shop, hoping to see someone she knew.
او در اطراف کافه پرسه میزد و امیدوار بود کسی را که میشناخت ببیند.
the stray dog loitered near the trash cans looking for food.
سگ ولگرد در نزدیکی سطلهای زباله پرسه میزد و دنبال غذا میگشت.
he was loitering in the parking lot, waiting for a ride.
او در پارکینگ پرسه میزد و منتظر سواری بود.
they loitered outside the concert venue, excited for the show to start.
آنها در خارج از محل برگزاری کنسرت پرسه میزدند و برای شروع نمایش هیجانزده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید