huckleberry

[ایالات متحده]/'hʌk(ə)lb(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'hʌkl'bɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میوه کوچک آبی یا سیاه گیاه هاکلبری، که اغلب در تهیه غذا استفاده می‌شود.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Huckleberry Finn

هکل‌بری فین

huckleberry jam

مربای حبحبه

جملات نمونه

I'll be your huckleberry.

من حباب‌بردار شما خواهم بود.

Huckleberry Finn is a classic novel.

هکل‌بری فین یک رمان کلاسیک است.

He's my huckleberry, always there to help.

او حباب‌بردار من است، همیشه آنجاست تا کمک کند.

The huckleberry pie was delicious.

شیرینی حباب‌بری خوشمزه بود.

She's a real huckleberry when it comes to solving puzzles.

او در حل معماها واقعاً یک حباب‌بری است.

I picked a basket of huckleberries in the forest.

من یک سبد حباب‌بری در جنگل جمع کردم.

Huckleberries are often used in jams and pies.

حباب‌بری‌ها اغلب در مربا و پای استفاده می‌شوند.

We went on a hike and found wild huckleberries along the trail.

ما به پیاده‌روی رفتیم و حباب‌بری‌های وحشی را در امتداد مسیر پیدا کردیم.

The color of the huckleberry bush turned a vibrant red in the fall.

رنگ درخت حباب‌بری در پاییز به قرمز زنده تبدیل شد.

Huckleberries are a popular ingredient in smoothies and desserts.

حباب‌بری‌ها یک ماده محبوب در اسموتی‌ها و دسرهای هستند.

نمونه‌های واقعی

Blueberries, huckleberries, cone flowers, and wild hibiscus were used for purple pigments.

انیب‌ها، شاه‌بلوط‌ها، گل‌های مخروطی و پرسیاوشان برای رنگدانه‌های بنفش استفاده شدند.

منبع: One Hundred Thousand Whys

Disguised in a splendor of silver wings, they flit then dive among the huckleberries and make love in the grass.

در حالی که در شکوه بال‌های نقره‌ای پنهان شده بودند، به سرعت پرواز کرده و در میان شاه‌بلوط‌ها شیرجه می‌زدند و در چمن عشق ورزیدن.

منبع: The yearned rural life

We're trying to learn together about the rainy season, about when the salmon come, the huckleberries, the fires.

ما سعی می‌کنیم با هم در مورد فصل بارانی، زمان ورود ماهی‌های سالمون، شاه‌بلوط‌ها و آتش‌ها یاد بگیریم.

منبع: The New Yorker (video edition)

As he worked, he noticed a row of glass jars of huckleberries that I had canned.

همانطور که کار می‌کرد، ردیفی از شیشه‌های مربای شاه‌بلوط که من کنسرو کرده بودم را متوجه شد.

منبع: Cross Stream (Part 1)

And in autumn, when the huckleberries are ripe, bands of robins and grosbeaks come to feast, forming altogether delightful little byworlds for the naturalist.

و در پاییز، وقتی شاه‌بلوط‌ها رسیده باشند، گروه‌هایی از بلبلان و دارکوب‌ها برای خوردن و سیر شدن می‌آیند و منظره‌ای دلپذیر و کوچک برای طبیعت‌شناس ایجاد می‌کنند.

منبع: The Mountains of California (Part 1)

On a noonday in mid-November, they all sat grouped about the dinner table, eating the last of the dessert concocted by Mammy from corn meal and dried huckleberries, sweetened with sorghum.

در یک ظهر در اواسط نوامبر، همه دور میز شام جمع شده بودند و آخرین دسر را که مامای از آرد ذرت و شاه‌بلوط‌های خشک تهیه کرده بود، می‌خوردند و با سورگوم شیرین شده بود.

منبع: Gone with the Wind

Well, maybe Steve CUNY grew this great big gourd, all 1200 pounds of it, then carved out its innards, named it the huckleberry for huckleberry thin and set off on the Missouri River near Kansas City.

خب، شاید استیو سی‌ان‌یو این کدو بزرگ را کشت، همه 544 کیلوگرم آن را، سپس قسمت‌های داخلی آن را تراشید، آن را شاه‌بلوط نامید، به دلیل لاغری شاه‌بلوط و به سمت رودخانه می‌سوری در نزدیکی کانزاس سیتی حرکت کرد.

منبع: The World From A to Z

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید