team huddles
همنشینیهای گروهی
huddles together
همنشینی با هم
quick huddles
همنشینیهای سریع
huddles of friends
همنشینیهای دوستانه
huddles for warmth
همنشینی برای گرم نگه داشتن
huddles in groups
همنشینی در گروهها
strategy huddles
همنشینیهای استراتژیک
huddles of kids
همنشینیهای کودکان
huddles before games
همنشینی قبل از مسابقات
huddles for discussion
همنشینی برای بحث و گفتگو
the children huddles together for warmth during the cold night.
کودکان برای گرم ماندن در طول شب سرد به هم نزدیک میشوند.
they huddles in the corner, sharing secrets and laughter.
آنها گوشه ای در خود جمع شدند و رازها و خنده ها را با هم به اشتراک گذاشتند.
the team huddles before the big game to discuss strategy.
تیم قبل از بازی بزرگ برای بحث در مورد استراتژی دور هم جمع می شود.
during the storm, the animals huddles together for safety.
در طول طوفان، حیوانات برای ایمنی به هم نزدیک می شوند.
in the cold weather, we huddles around the fire.
در هوای سرد، ما دور آتش جمع می شویم.
the family huddles on the couch watching a movie.
خانواده روی مبل جمع شده و فیلم تماشا می کند.
as the rain poured down, we huddles under the awning.
همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان جمع شدیم.
the kids huddles around the teacher to listen to the story.
بچه ها دور معلم جمع شدند تا داستان را بشنوند.
they huddles close to each other, feeling the fear of the dark.
آنها نزدیک به هم جمع شدند و از تاریکی می ترسیدند.
the group huddles together, brainstorming ideas for the project.
گروه دور هم جمع شده و در مورد ایده هایی برای پروژه فکر می کند.
team huddles
همنشینیهای گروهی
huddles together
همنشینی با هم
quick huddles
همنشینیهای سریع
huddles of friends
همنشینیهای دوستانه
huddles for warmth
همنشینی برای گرم نگه داشتن
huddles in groups
همنشینی در گروهها
strategy huddles
همنشینیهای استراتژیک
huddles of kids
همنشینیهای کودکان
huddles before games
همنشینی قبل از مسابقات
huddles for discussion
همنشینی برای بحث و گفتگو
the children huddles together for warmth during the cold night.
کودکان برای گرم ماندن در طول شب سرد به هم نزدیک میشوند.
they huddles in the corner, sharing secrets and laughter.
آنها گوشه ای در خود جمع شدند و رازها و خنده ها را با هم به اشتراک گذاشتند.
the team huddles before the big game to discuss strategy.
تیم قبل از بازی بزرگ برای بحث در مورد استراتژی دور هم جمع می شود.
during the storm, the animals huddles together for safety.
در طول طوفان، حیوانات برای ایمنی به هم نزدیک می شوند.
in the cold weather, we huddles around the fire.
در هوای سرد، ما دور آتش جمع می شویم.
the family huddles on the couch watching a movie.
خانواده روی مبل جمع شده و فیلم تماشا می کند.
as the rain poured down, we huddles under the awning.
همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان جمع شدیم.
the kids huddles around the teacher to listen to the story.
بچه ها دور معلم جمع شدند تا داستان را بشنوند.
they huddles close to each other, feeling the fear of the dark.
آنها نزدیک به هم جمع شدند و از تاریکی می ترسیدند.
the group huddles together, brainstorming ideas for the project.
گروه دور هم جمع شده و در مورد ایده هایی برای پروژه فکر می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید