huddles

[ایالات متحده]/ˈhʌd.əlz/
[بریتانیا]/ˈhʌd.əlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افراد یا اشیاء که به هم فشرده شده‌اند؛ بازیکنان در فوتبال آمریکایی که برای بحث در مورد تاکتیک‌ها جمع می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

team huddles

هم‌نشینی‌های گروهی

huddles together

هم‌نشینی با هم

quick huddles

هم‌نشینی‌های سریع

huddles of friends

هم‌نشینی‌های دوستانه

huddles for warmth

هم‌نشینی برای گرم نگه داشتن

huddles in groups

هم‌نشینی در گروه‌ها

strategy huddles

هم‌نشینی‌های استراتژیک

huddles of kids

هم‌نشینی‌های کودکان

huddles before games

هم‌نشینی قبل از مسابقات

huddles for discussion

هم‌نشینی برای بحث و گفتگو

جملات نمونه

the children huddles together for warmth during the cold night.

کودکان برای گرم ماندن در طول شب سرد به هم نزدیک می‌شوند.

they huddles in the corner, sharing secrets and laughter.

آنها گوشه ای در خود جمع شدند و رازها و خنده ها را با هم به اشتراک گذاشتند.

the team huddles before the big game to discuss strategy.

تیم قبل از بازی بزرگ برای بحث در مورد استراتژی دور هم جمع می شود.

during the storm, the animals huddles together for safety.

در طول طوفان، حیوانات برای ایمنی به هم نزدیک می شوند.

in the cold weather, we huddles around the fire.

در هوای سرد، ما دور آتش جمع می شویم.

the family huddles on the couch watching a movie.

خانواده روی مبل جمع شده و فیلم تماشا می کند.

as the rain poured down, we huddles under the awning.

همانطور که باران می بارید، ما زیر سایبان جمع شدیم.

the kids huddles around the teacher to listen to the story.

بچه ها دور معلم جمع شدند تا داستان را بشنوند.

they huddles close to each other, feeling the fear of the dark.

آنها نزدیک به هم جمع شدند و از تاریکی می ترسیدند.

the group huddles together, brainstorming ideas for the project.

گروه دور هم جمع شده و در مورد ایده هایی برای پروژه فکر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید