spreads

[ایالات متحده]/[spredz]/
[بریتانیا]/[spredz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگوی کره، مربا، یا پوششی دیگر روی نان؛ یک محدوده یا گستره؛ گروهی از افراد یا چیزهایی که به نحوی به هم مرتبط هستند
v. در یک منطقه بزرگ یا گروه بزرگی از افراد پخش شدن؛ گذاشتن کره، مربا، یا پوششی دیگر روی نان؛ شناخته یا تبلیغ شدن؛ گسترش یا افزایش یافتن
adj. پخش شده؛ گسترده

عبارات و ترکیب‌ها

spreads butter

گستردن کره

news spreads

اخبار پخش می‌شود

disease spreads

بیماری گسترش می‌یابد

fire spreads

آتش گسترش می‌یابد

rumors spread

شایعات پخش می‌شوند

spreads quickly

به سرعت پخش می‌شود

spreads around

در اطراف پخش می‌شود

spreads wings

بال‌ها را باز می‌کند

spreads joy

شادی را گسترش می‌دهد

spreads easily

به راحتی پخش می‌شود

جملات نمونه

the rumor spreads quickly through the office.

شایعه به سرعت در سراسر دفتر پخش می‌شود.

butter spreads easily on warm toast.

کره به راحتی روی نان تست گرم پخش می‌شود.

news of the company's success spreads far and wide.

اخبار موفقیت شرکت به طور گسترده پخش می‌شود.

the virus spreads through the population.

ویروس در میان جمعیت پخش می‌شود.

jam spreads nicely on the scones.

ژام به خوبی روی اسکان‌ها پخش می‌شود.

the stain spreads across the carpet.

لک روی فرش پخش می‌شود.

positive energy spreads throughout the team.

انرژی مثبت در سراسر تیم پخش می‌شود.

the wildfire spreads rapidly through the forest.

آتش‌سوزی به سرعت در جنگل پخش می‌شود.

her laughter spreads joy to everyone around her.

خنده او شادی را به همه اطرافیانش هدیه می‌دهد.

the scent of freshly baked bread spreads through the house.

بوی نان تازه پخته شده در سراسر خانه پخش می‌شود.

the paint spreads unevenly on the wall.

رنگ به طور یکنواخت روی دیوار پخش نمی‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید