light disperses
نور پراکنده میشود
smoke disperses
دود پراکنده میشود
heat disperses
گرما پراکنده میشود
crowd disperses
جمعیت پراکنده میشود
energy disperses
انرژی پراکنده میشود
sound disperses
صدا پراکنده میشود
particles disperses
ذرات پراکنده میشوند
fog disperses
مه پراکنده میشود
information disperses
اطلاعات پراکنده میشود
lightly disperses
به آرامی پراکنده میشود
the crowd disperses after the concert ends.
توده جمعیت پس از پایان کنسرت متفرق میشود.
the fog disperses as the sun rises.
مه با طلوع خورشید پراکنده میشود.
she disperses the seeds across the garden.
او دانهها را در سراسر باغ پراکنده میکند.
the teacher disperses the students into small groups.
معلم دانشآموزان را به گروههای کوچک تقسیم میکند.
the smoke disperses quickly in the wind.
دود به سرعت در باد پراکنده میشود.
he disperses his energy evenly throughout the day.
او انرژی خود را به طور مساوی در طول روز پراکنده میکند.
the organization disperses aid to those in need.
سازمان کمکها را به نیازمندان ارائه میدهد.
light disperses when it passes through a prism.
نور هنگام عبور از منشور پراکنده میشود.
the police disperse the protesters peacefully.
پلیس معترضان را به آرامی متفرق میکند.
water disperses quickly in sandy soil.
آب به سرعت در خاک شنی پراکنده میشود.
light disperses
نور پراکنده میشود
smoke disperses
دود پراکنده میشود
heat disperses
گرما پراکنده میشود
crowd disperses
جمعیت پراکنده میشود
energy disperses
انرژی پراکنده میشود
sound disperses
صدا پراکنده میشود
particles disperses
ذرات پراکنده میشوند
fog disperses
مه پراکنده میشود
information disperses
اطلاعات پراکنده میشود
lightly disperses
به آرامی پراکنده میشود
the crowd disperses after the concert ends.
توده جمعیت پس از پایان کنسرت متفرق میشود.
the fog disperses as the sun rises.
مه با طلوع خورشید پراکنده میشود.
she disperses the seeds across the garden.
او دانهها را در سراسر باغ پراکنده میکند.
the teacher disperses the students into small groups.
معلم دانشآموزان را به گروههای کوچک تقسیم میکند.
the smoke disperses quickly in the wind.
دود به سرعت در باد پراکنده میشود.
he disperses his energy evenly throughout the day.
او انرژی خود را به طور مساوی در طول روز پراکنده میکند.
the organization disperses aid to those in need.
سازمان کمکها را به نیازمندان ارائه میدهد.
light disperses when it passes through a prism.
نور هنگام عبور از منشور پراکنده میشود.
the police disperse the protesters peacefully.
پلیس معترضان را به آرامی متفرق میکند.
water disperses quickly in sandy soil.
آب به سرعت در خاک شنی پراکنده میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید