disperses

[ایالات متحده]/dɪsˈpɜːs/
[بریتانیا]/dɪsˈpɜrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث جدایی و رفتن در جهات مختلف شدن؛ توزیع یا پخش کردن در یک منطقه وسیع؛ شکستن و پراکنده کردن؛ پراکنده کردن یک جمعیت یا گروه

عبارات و ترکیب‌ها

light disperses

نور پراکنده می‌شود

smoke disperses

دود پراکنده می‌شود

heat disperses

گرما پراکنده می‌شود

crowd disperses

جمعیت پراکنده می‌شود

energy disperses

انرژی پراکنده می‌شود

sound disperses

صدا پراکنده می‌شود

particles disperses

ذرات پراکنده می‌شوند

fog disperses

مه پراکنده می‌شود

information disperses

اطلاعات پراکنده می‌شود

lightly disperses

به آرامی پراکنده می‌شود

جملات نمونه

the crowd disperses after the concert ends.

توده جمعیت پس از پایان کنسرت متفرق می‌شود.

the fog disperses as the sun rises.

مه با طلوع خورشید پراکنده می‌شود.

she disperses the seeds across the garden.

او دانه‌ها را در سراسر باغ پراکنده می‌کند.

the teacher disperses the students into small groups.

معلم دانش‌آموزان را به گروه‌های کوچک تقسیم می‌کند.

the smoke disperses quickly in the wind.

دود به سرعت در باد پراکنده می‌شود.

he disperses his energy evenly throughout the day.

او انرژی خود را به طور مساوی در طول روز پراکنده می‌کند.

the organization disperses aid to those in need.

سازمان کمک‌ها را به نیازمندان ارائه می‌دهد.

light disperses when it passes through a prism.

نور هنگام عبور از منشور پراکنده می‌شود.

the police disperse the protesters peacefully.

پلیس معترضان را به آرامی متفرق می‌کند.

water disperses quickly in sandy soil.

آب به سرعت در خاک شنی پراکنده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید