humbugs

[ایالات متحده]/ˈhʌm.bʌɡz/
[بریتانیا]/ˈhʌm.bʌɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فریب‌ها یا حقه‌ها؛ ریاکاری؛ کلاهبرداری یا کلاهبردار؛ آب‌نبات نعنا

عبارات و ترکیب‌ها

humbugs everywhere

هرج و مرج همه جا

humbugs and lies

دروغ و فریب

expose the humbugs

افشا کردن فریبکاران

humbugs in disguise

فریبکاران در لباس مبدل

humbugs for sale

فریبکاران برای فروش

humbugs are rampant

فریبکاران فراگیر هستند

humbugs and scams

کلاهبرداری و فریب

humbugs exposed

افشای فریبکاران

humbugs abound

فریبکاران فراوان هستند

humbugs revealed

افشای فریبکاران

جملات نمونه

don't fall for those humbugs during the holiday season.

در طول فصل تعطیلات فریب آن فریبکاران را نخورید.

he always tells humbugs to avoid taking responsibility.

او همیشه برای اجتناب از مسئولیت، فریبکارانه صحبت می‌کند.

they marketed their product with a lot of humbugs.

آنها محصول خود را با استفاده از فریبکاری‌های فراوان بازاریابی کردند.

she dismissed his claims as mere humbugs.

او ادعای او را صرفاً فریبکاری دانست.

people often use humbugs to distract from the truth.

افراد اغلب از فریبکاران برای منحرف کردن توجه از حقیقت استفاده می‌کنند.

his stories were filled with humbugs and exaggerations.

داستان‌های او پر از فریبکاری و اغراق بود.

don't let those humbugs cloud your judgment.

نگذارید آن فریبکاران قضاوت شما را مخدوش کنند.

she recognized the humbugs behind his charming words.

او فریبکاران پشت کلمات جذاب او را تشخیص داد.

many humbugs are spread through social media.

بسیاری از فریبکاران از طریق رسانه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند.

his humbugs were meant to impress, not inform.

فریبکاران او برای تحت تأثیر قرار دادن، نه اطلاع‌رسانی، طراحی شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید