humeral

[ایالات متحده]/ˈhjuːmərəl/
[بریتانیا]/ˈhjuːmərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بازو یا شانه; مرتبط با استخوان بازوی فوقانی

عبارات و ترکیب‌ها

humeral fracture

شکستگی ترقوه

humeral head

سر ترقوه

humeral shaft

بدنه ترقوه

humeral angle

زاویه ترقوه

humeral motion

حرکت ترقوه

humeral alignment

تراز ترقوه

humeral instability

بی‌ثباتی ترقوه

humeral rotation

چرخش ترقوه

humeral joint

مفصل ترقوه

humeral repair

ترمیم ترقوه

جملات نمونه

the humeral head is crucial for shoulder stability.

سر سرگین مفصلی برای ثبات شانه بسیار مهم است.

injuries to the humeral shaft can be quite serious.

آسیب به شاخه سرگین می‌تواند بسیار جدی باشد.

humeral fractures often require surgical intervention.

شکستگی‌های سرگین اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.

the humeral joint allows for a wide range of motion.

مفصل سرگین به دامنه وسیعی از حرکت اجازه می‌دهد.

physical therapy can help rehabilitate humeral injuries.

فیزیوتراپی می‌تواند به توان‌بخشی آسیب‌های سرگین کمک کند.

understanding the humeral anatomy is essential for surgeons.

درک آناتومی سرگین برای جراحان ضروری است.

the humeral angle affects arm movement significantly.

زاویه سرگین به طور قابل توجهی بر حرکت دست تأثیر می‌گذارد.

humeral dislocation can lead to long-term complications.

دررفتگی سرگین می‌تواند منجر به عوارض طولانی مدت شود.

radiographs are used to assess humeral injuries.

برای ارزیابی آسیب‌های سرگین از رادیوگرافی استفاده می‌شود.

rehabilitation after a humeral fracture can take months.

توان‌بخشی پس از شکستگی سرگین می‌تواند ماه‌ها طول بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید