humps

[ایالات متحده]/hʌmps/
[بریتانیا]/hʌmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(جمع) برآمدگی گردی در پشت یک حیوان؛ (جمع) قسمت گرد یا برآمده روی یک سطح؛ (جمع) قوز یا انحنا در پشت یک شخص؛ (جمع) حالت ناراحتی یا تحریک

عبارات و ترکیب‌ها

speed humps

ترافیک‌کاه

humps and bumps

اجسام و برآمدگی‌ها

camel humps

کوسه‌های شتر

hump day

چهارشنبه

humps of land

تپه‌های زمین

hump back

کمر گود

hump your back

کمرت را گود کن

hump formation

تشکیل‌یافتگی کوه

hump bridge

پل کوه

hump trailer

تریلر کوه

جملات نمونه

camels have two humps that store fat.

اژدهایان دو غده دارند که چربی ذخیره می‌کنند.

we encountered several humps on the road.

ما چندین تپه را در جاده ملاقات کردیم.

the roller coaster has many humps and drops.

قطار کوکی دارای تپه ها و سقوط های زیادی است.

humps in the pavement can cause car damage.

تپه ها در پیاده رو می توانند باعث آسیب خودرو شوند.

the camel's humps are a unique adaptation.

غده های شتر یک سازگاری منحصر به فرد هستند.

children love to jump over the humps in the playground.

بچه ها عاشق پریدن از تپه های زمین بازی هستند.

the landscape was dotted with grassy humps.

مناظر با تپه های چمن پوشیده شده بودند.

humps can be found in various terrains.

تپه ها را می توان در مناطق مختلف یافت.

she felt the humps of the waves while surfing.

او در حین موج سواری، تپه های امواج را احساس کرد.

he struggled to climb over the large humps of snow.

او برای بالا رفتن از تپه های بزرگ برف تلاش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید