hurtful

[ایالات متحده]/ˈhɜːtfl/
[بریتانیا]/ˈhɜːrtfl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آسیب رساندن یا دردناک بودن؛ ایجاد ناراحتی عاطفی.

عبارات و ترکیب‌ها

hurtful comments

اظهارات آسیب‌رسان

جملات نمونه

There is no need to make such hurtful remarks.

نیازی نیست چنین حرف‌های ناراحت‌کننده‌ای بزنید.

A deceitful peace is more hurtful than an open war.

صلحی فریبکارانه بیشتر از جنگ آشکار دردناک است.

Actus dei nemini facit injuriam. The act of God is hurtful to no one.

Actus dei nemini facit injuriam. عمل خدا به هیچ کس آسیب نمی‌رساند.

to say something hurtful

گفتن حرف ناراحت‌کننده

to feel hurtful emotions

احساس احساسات ناراحت‌کننده

to cause hurtful feelings

ایجاد احساسات ناراحت‌کننده

to receive a hurtful message

دریافت پیام ناراحت‌کننده

to apologize for a hurtful action

عذرخواهی برای یک عمل ناراحت‌کننده

to express hurtful intentions

ابراز قصد ناراحت‌کننده

to avoid hurtful behavior

اجتناب از رفتار ناراحت‌کننده

to heal from a hurtful experience

بهبودی از یک تجربه ناراحت‌کننده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید