husked

[ایالات متحده]/hʌskt/
[بریتانیا]/hʌskt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را از پوشش یا پوسته خارجی آن جدا کردن؛ با صدای خشن یا گرفته صحبت کردن؛ در صدا گرفته شدن

عبارات و ترکیب‌ها

husked corn

ذرت دانه

husked rice

برنج پوست‌کنده

husked beans

لوبیا پوست‌کنده

husked wheat

گندم پوست‌کنده

husked nuts

آجیل پوست‌کنده

husked seeds

دانه‌های پوست‌کنده

husked barley

جو پوست‌کنده

husked oats

جو دوسر پوست‌کنده

husked quinoa

کینوا پوست‌کنده

husked millet

اشو پوست‌کنده

جملات نمونه

the corn was husked before cooking.

ذرت قبل از پختن پوست‌گیری شد.

he husked the coconut with great skill.

او نارگیل را با مهارت فراوان پوست گرفت.

they husked the rice for the festival.

آنها برنج را برای جشنواره پوست‌گیری کردند.

after being husked, the beans are ready to cook.

پس از پوست‌گیری، لوبیا آماده پخت است.

she husked the corn quickly for dinner.

او ذرت را به سرعت برای شام پوست گرفت.

the farmer husked the maize in the field.

کشاورز ذرت را در مزاع کشت کرد.

husked nuts are easier to eat.

آجیل‌های پوست‌گیری شده خوردنشان آسان‌تر است.

we husked the barley before brewing.

ما جو را قبل از دم کردن پوست‌گیری کردیم.

the children husked the corn as a fun activity.

کودکان ذرت را به عنوان یک فعالیت سرگرم‌کننده پوست‌گیری کردند.

husked grains are stored for the winter.

غلات پوست‌گیری شده برای زمستان ذخیره می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید