| جمع | hustlers |
streetwise hustler
بازماندهٔ زیرک خیابانی
hustler mentality
ذهنیت یک دست و پا شکسته
He’s a real hustler.
او یک سوداگر واقعی است.
He is a skilled hustler in the world of business.
او یک سوداگر ماهر در دنیای تجارت است.
The hustler managed to convince the investors to fund his project.
آن سوداگر موفق شد سرمایه گذاران را متقاعد کند تا پروژه او را تامین مالی کنند.
She is known as a street hustler who can sell anything to anyone.
او به عنوان یک سوداگر خیابانی شناخته می شود که می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد.
The young hustler used his charm to win over potential clients.
آن سوداگر جوان از جذابیت خود برای جلب نظر مشتریان بالقوه استفاده کرد.
The hustler was able to negotiate a profitable deal for his company.
آن سوداگر توانست یک معامله سودآور برای شرکت خود مذاکره کند.
She started as a small-time hustler but soon became a major player in the industry.
او به عنوان یک سوداگر کوچک شروع کرد اما به زودی به یک چهره اصلی در صنعت تبدیل شد.
The hustler always finds a way to make things work in his favor.
آن سوداگر همیشه راهی برای انجام کارها به نفع خود پیدا می کند.
He learned the tricks of the trade from an experienced hustler.
او ترفندهای تجارت را از یک سوداگر با تجربه آموخت.
The young hustler dreams of making it big in the entertainment industry.
آن سوداگر جوان رویای کسب موفقیت بزرگ در صنعت سرگرمی را دارد.
Despite his humble beginnings, he rose to fame as a successful hustler.
با وجود ریشه های متواضعانه اش، او به عنوان یک سوداگر موفق به شهرت رسید.
streetwise hustler
بازماندهٔ زیرک خیابانی
hustler mentality
ذهنیت یک دست و پا شکسته
He’s a real hustler.
او یک سوداگر واقعی است.
He is a skilled hustler in the world of business.
او یک سوداگر ماهر در دنیای تجارت است.
The hustler managed to convince the investors to fund his project.
آن سوداگر موفق شد سرمایه گذاران را متقاعد کند تا پروژه او را تامین مالی کنند.
She is known as a street hustler who can sell anything to anyone.
او به عنوان یک سوداگر خیابانی شناخته می شود که می تواند هر چیزی را به هر کسی بفروشد.
The young hustler used his charm to win over potential clients.
آن سوداگر جوان از جذابیت خود برای جلب نظر مشتریان بالقوه استفاده کرد.
The hustler was able to negotiate a profitable deal for his company.
آن سوداگر توانست یک معامله سودآور برای شرکت خود مذاکره کند.
She started as a small-time hustler but soon became a major player in the industry.
او به عنوان یک سوداگر کوچک شروع کرد اما به زودی به یک چهره اصلی در صنعت تبدیل شد.
The hustler always finds a way to make things work in his favor.
آن سوداگر همیشه راهی برای انجام کارها به نفع خود پیدا می کند.
He learned the tricks of the trade from an experienced hustler.
او ترفندهای تجارت را از یک سوداگر با تجربه آموخت.
The young hustler dreams of making it big in the entertainment industry.
آن سوداگر جوان رویای کسب موفقیت بزرگ در صنعت سرگرمی را دارد.
Despite his humble beginnings, he rose to fame as a successful hustler.
با وجود ریشه های متواضعانه اش، او به عنوان یک سوداگر موفق به شهرت رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید