hypersensitize

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈsɛnʃɪtaɪz/
[بریتانیا]/ˌhaɪpərˈsɛnʃɪtaɪz/

ترجمه

vt. حساسیت یک امولسیون عکاسی را افزایش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

hypersensitize response

واکنش بیش‌حساسیت

hypersensitize skin

بیش‌حساسیت پوست

hypersensitize neurons

بیش‌حساسیت نورون‌ها

hypersensitize receptors

بیش‌حساسیت گیرنده‌ها

hypersensitize immune

بیش‌حساسیت ایمنی

hypersensitize environment

بیش‌حساسیت محیط

hypersensitize allergies

بیش‌حساسیت به آلرژی

hypersensitize reactions

واکنش‌های بیش‌حساسیت

hypersensitize triggers

بیش‌حساسیت به عوامل تحریک‌کننده

hypersensitize stimuli

بیش‌حساسیت به محرک‌ها

جملات نمونه

some medications can hypersensitize the skin to sunlight.

برخی از داروها می‌توانند پوست را در برابر نور خورشید حساس‌تر کنند.

allergens can hypersensitize individuals with asthma.

آلرژن‌ها می‌توانند افراد مبتلا به آسم را حساس‌تر کنند.

repeated exposure can hypersensitize the immune system.

قرار گرفتن مکرر می‌تواند سیستم ایمنی را حساس‌تر کند.

some foods can hypersensitize people with food allergies.

برخی از غذاها می‌توانند افراد مبتلا به آلرژی غذایی را حساس‌تر کنند.

environmental factors can hypersensitize respiratory systems.

عوامل محیطی می‌توانند سیستم تنفسی را حساس‌تر کنند.

stress can hypersensitize the body's response to allergens.

استرس می‌تواند پاسخ بدن به آلرژن‌ها را حساس‌تر کند.

some chemicals can hypersensitize the skin after prolonged use.

برخی از مواد شیمیایی می‌توانند پوست را پس از استفاده طولانی‌مدت حساس‌تر کنند.

vaccinations can sometimes hypersensitize the body to certain diseases.

واکسیناسیون‌ها گاهی اوقات می‌توانند بدن را نسبت به برخی بیماری‌ها حساس‌تر کنند.

understanding how to hypersensitize patients can improve treatment.

درک چگونگی حساس‌سازی بیماران می‌تواند به بهبود درمان کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید