sensitize

[ایالات متحده]/ˈsensətaɪz/
[بریتانیا]/ˈsensətaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی یا کسی را حساس کردن؛ (فیلم، کاغذ و غیره) را حساس به نور کردن
Word Forms
قسمت سوم فعلsensitized
شکل سوم شخص مفردsensitizes
صفت یا فعل حال استمراریsensitizing
زمان گذشتهsensitized

جملات نمونه

the introductory section aims to sensitize students to the methodology of the course.

بخش مقدماتی با هدف حساس کردن دانشجویان نسبت به روش‌شناسی دوره.

the kit sensitizes any 35 mm film in hours.

این کیت هر فیلم 35 میلی‌متری را در عرض چند ساعت حساس می‌کند.

the workers had been immunologically sensitized to the enzyme.

کارگران به طور ایمنی حساس شده بودند به آنزیم.

Photographic silver halide emulsious are spectrally sensitized with a tricarbocyanine dye .

امولسیون‌های هالیید نقره عکاسی از نظر طیفی با یک رنگدانه تری‌کاربو سیانین حساس می‌شوند.

In this paper, the PVA of major component in the Sensitized emulsion was modified by the polyreaction with formaldehyde, butyl aldehyde, furfural and alcohol.

در این مقاله، PVA به عنوان جزء اصلی در امولسیون حساس شده توسط پلی‌واکنش با فرمالدهید، آلدهید بیوتیل، فورفارال و الکل اصلاح شد.

Antioxidative effect of carotenoids on the methylene blue sensitized photoxidation of soybean oil and rapeseed oil was investigated.

اثرات آنتی‌اکسیدانی کاروتنوئیدها بر فتواکسیداسیون حساس شده متیلن آبی از روغن سویا و روغن रेपeseed مورد بررسی قرار گرفت.

In this work, the sensitized photooxidation of three cholestenes (1-3) in several solventswas studied by using sensitizers of lumiflavin (LF) and 9, 10-dicyanoanthracene (DCA).

در این تحقیق، فوتواکسیداسیون حساس شده از سه کولستن (1-3) در چند حلال با استفاده از حساس‌کننده‌های لومیو فلاوین (LF) و 9، 10-دی‌سیانوآنتراسن (DCA) مورد مطالعه قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید