hypothetic

[ایالات متحده]/ˌhaɪpəˈθɛtɪk/
[بریتانیا]/ˌhaɪpəˈθɛtɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتنی بر یا خدمت به عنوان یک فرضیه

عبارات و ترکیب‌ها

hypothetic scenario

سناریوی فرضی

hypothetic situation

وضعیت فرضی

hypothetic example

مثال فرضی

hypothetic case

حالت فرضی

hypothetic outcome

نتیجه فرضی

hypothetic theory

تئوری فرضی

hypothetic question

پرسش فرضی

hypothetic model

مدل فرضی

hypothetic analysis

تجزیه و تحلیل فرضی

hypothetic premise

مقدمه فرضی

جملات نمونه

in a hypothetic scenario, what would you do?

در یک سناریوی فرضی، شما چه کار می کنید؟

let's discuss a hypothetic situation involving time travel.

بیایید یک موقعیت فرضی شامل سفر در زمان را مورد بحث قرار دهیم.

hypothetic outcomes can help us prepare for the future.

نتایج فرضی می تواند به ما در آمادگی برای آینده کمک کند.

she proposed a hypothetic model for the experiment.

او یک مدل فرضی برای آزمایش پیشنهاد کرد.

in a hypothetic world, what would your life look like?

در یک دنیای فرضی، زندگی شما چگونه خواهد بود؟

we need to analyze hypothetic risks before proceeding.

ما باید خطرات فرضی را قبل از ادامه بررسی کنیم.

his hypothetic argument was based on flawed logic.

استدلال فرضی او بر اساس منطق معیوب بود.

they created a hypothetic framework for the discussion.

آنها یک چارچوب فرضی برای بحث ایجاد کردند.

hypothetic scenarios can be useful in strategic planning.

سناریوهای فرضی می توانند در برنامه ریزی استراتژیک مفید باشند.

she often uses hypothetic examples to illustrate her point.

او اغلب از مثال های فرضی برای نشان دادن نظرش استفاده می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید