| جمع | ignorers |
ignorer their advice
توصیههایشان را نادیده بگیرید
ignorer the rules
قوانین را نادیده بگیرید
ignorer their calls
تماسهایشان را نادیده بگیرید
ignorer his warning
هشدارش را نادیده بگیرید
ignorer the problem
مشکل را نادیده بگیرید
ignorer their requests
درخواستهایشان را نادیده بگیرید
ignorer the feedback
بازخورد را نادیده بگیرید
ignorer their feelings
احساساتشان را نادیده بگیرید
ignorer the evidence
دلایل را نادیده بگیرید
please don't ignore the warning signs; they are there for a reason.
لطفاً علامتهای هشدار را نادیده گیرد؛ دلیل خاصی برای آنها وجود دارد.
he chose to ignore her advice, despite knowing she was right.
او تصمیم گرفت نصیحت او را نادیده بگیرد، در حالی که میدانست که او درست میگفت.
it's easy to ignore the problem until it becomes much larger.
درست است که تا زمانی که مشکل بسیار بزرگتر شود، آن را نادیده گرفتن آسان است.
don't ignore your gut feeling; it's often correct.
به حس اولیه خود گوش کنید؛ اغلب درست است.
she ignored his calls and texts for several weeks.
او برای چند هفته تماسهای او را نادیده گرفت.
we cannot ignore the impact of climate change on our planet.
ما نمیتوانیم تأثیر تغییرات اقلیمی بر زمین خود را نادیده بگیریم.
the company decided to ignore the customer complaints.
شرکت تصمیم گرفت شکایات مشتریان را نادیده بگیرد.
it would be foolish to ignore such a valuable opportunity.
نادیده گرفتن چنین فرصتی ارزشمندی بسیار غلط است.
i tried to ignore the noise coming from the construction site.
سیلاب صدایی که از محل ساخت و ساز آمده بود را نادیده گرفتم.
ignoring the rules will likely lead to negative consequences.
نادیده گرفتن قوانین احتمالاً منجر به پیامدهای منفی خواهد شد.
they ignored the doctor's orders and went back to work too soon.
آنها دستورات پزشک را نادیده گرفتند و زودتر از آن که باید، به کار بازگشتند.
ignorer their advice
توصیههایشان را نادیده بگیرید
ignorer the rules
قوانین را نادیده بگیرید
ignorer their calls
تماسهایشان را نادیده بگیرید
ignorer his warning
هشدارش را نادیده بگیرید
ignorer the problem
مشکل را نادیده بگیرید
ignorer their requests
درخواستهایشان را نادیده بگیرید
ignorer the feedback
بازخورد را نادیده بگیرید
ignorer their feelings
احساساتشان را نادیده بگیرید
ignorer the evidence
دلایل را نادیده بگیرید
please don't ignore the warning signs; they are there for a reason.
لطفاً علامتهای هشدار را نادیده گیرد؛ دلیل خاصی برای آنها وجود دارد.
he chose to ignore her advice, despite knowing she was right.
او تصمیم گرفت نصیحت او را نادیده بگیرد، در حالی که میدانست که او درست میگفت.
it's easy to ignore the problem until it becomes much larger.
درست است که تا زمانی که مشکل بسیار بزرگتر شود، آن را نادیده گرفتن آسان است.
don't ignore your gut feeling; it's often correct.
به حس اولیه خود گوش کنید؛ اغلب درست است.
she ignored his calls and texts for several weeks.
او برای چند هفته تماسهای او را نادیده گرفت.
we cannot ignore the impact of climate change on our planet.
ما نمیتوانیم تأثیر تغییرات اقلیمی بر زمین خود را نادیده بگیریم.
the company decided to ignore the customer complaints.
شرکت تصمیم گرفت شکایات مشتریان را نادیده بگیرد.
it would be foolish to ignore such a valuable opportunity.
نادیده گرفتن چنین فرصتی ارزشمندی بسیار غلط است.
i tried to ignore the noise coming from the construction site.
سیلاب صدایی که از محل ساخت و ساز آمده بود را نادیده گرفتم.
ignoring the rules will likely lead to negative consequences.
نادیده گرفتن قوانین احتمالاً منجر به پیامدهای منفی خواهد شد.
they ignored the doctor's orders and went back to work too soon.
آنها دستورات پزشک را نادیده گرفتند و زودتر از آن که باید، به کار بازگشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید